وحكايت ابن المقفع ورفقاء أو در اين مقام معروف است بين الاعلام « 1 » ، وبسط الكلام در اين مقام محال است بر محالّش از كتب تفسير وسير وكلام ، واللّه العالم ، منه رحمه اللّه .
[ 4 ] : حاشيهء صفحهء ( 9 ) متن كتاب
به كسر كاف ولام ، كارد كوچك مثل قلمتراش .
حرف نوشته به دل طفل خورد * كز لك ونيسان نتواند سترد
منه رحمه اللّه .
[ 5 ] : حاشيهء صفحهء ( 11 ) متن كتاب
ظاهر آن است كه : تفسير ضارّ به نافع قرينه است بر تجوّز در ضارّ ، زيرا كه ضرر به معنى حقيقي عين ظلم است ، ومراد به آن در اينجا فعلى است كه به حسب ظاهر ضرر مىنمايد ودر واقع محض خير است ، مانند : امر به قصاص وحصول امراض وآلام هرچند از براي أطفال ومجانين باشد ، زيرا كه : در آنها نظام عالم است با كفّارهء گناه يا رفع درجه ، يا نفع والدين وأمثال ذلك ، واز اين قبيل است قول حق تعالى
وَجَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها
« 2 » ، فليتأمّل . منه رحمه اللّه .
[ 6 ] : حاشيهء صفحهء ( 11 ) متن كتاب
از ظاهر اين حديث شريف مستفاد مىشود جواز تكلّم به ما لا يعنى ، وسؤال از آن وجواب از آن ، وحال آنكه شيخ صدوق رحمه اللّه در مجالس روايت كرده است از حضرت امام حسين عليه السّلام كه : « حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام گذشت بر شخصي كه تكلّم مىنمود به فضول كلام - يعنى : به كلامهاى بيكاره - پس حضرت أمير عليه السّلام برابر أو ايستاد وفرمود : « اى
هامش
( 1 ) الخرائج والجرائح : 2 / 710 حديث 5 ، احتجاج : 2 / 377 ، بحار الأنوار : 17 / 213 حديث 19 .
( 2 ) الشورى ( 42 ) : 40 .