فرزند خود گفت : « اتتل توته متل » بدان كه همزه حرف ندا است و « تتل » منادى است يعنى : اى فرزند آنچه بتو مىگويم يادگير وبدان عمل نماى ، ومىتواند بود كه « اتتل » متكلم وحده باشد يعنى تلاوت مىكنم از براي تو چيزى را كه چون بخوانى وبدانى تو را أصول خمسه دين حاصل شود .
ودر بعضي نسخ آمده است كه : « يا تتل توته متل » ، يعنى امثلهاى كه براي تو آوردم وبشنو مانند درّ شاهوار در گوش جان كش تا از شهد شير وشكر بهشت بهره يأبى .
اى پسر ! مانند گوسفند غافل مباش ودر مرغزار دنيا به خوردن وخفتن مشغول مباش كه گرگ اجل در كمين است ، ونقرهء تن را مستعدّ رياضت ساخته از پرستيدن آن دست بدار ، كه سبب فساد دين است ، ومانند شتر انديشه از بار گران كن تا به منزل سايرين ووطن راحلين سالكين « 1 » آئى ، واز راه بعيد بيگانگى به ميقات تحيّات آشنائى درآئى ودر آنجا خلع ثياب خودبينى نموده در آب چشمهء زمزم معرفت غسل نمائى ، ومردانه در وادى تجرّد ويكتائى محرم شوى ، ورو به جانب كعبهء مقصود كرده به تقليد واشعار عجز ونياز وسعى تمام از اخلاص به راه صفا وصدق قربان نمائى ودر زمرهء سروران درآئى ، واز نعيم جاودان بهره يأبى كه
إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ *
« 2 » .
يك جان چه بود نثار جانان كردن * در هر قدمي هزار جان بايستى
« پنجه بشير مال وشكر » ، يعنى : پنجهء خود را در پنج چيز استوار كن كه آن أصول دين است تا در آن روزى كه ظالمان دست خود را به دندان گزند كه
يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ
« 3 » پنجهء تو در شير وشكر بهشت باشد ، يا در روزى كه مردمان نادم وپشيمان وتلخ تلخكام باشند ؛ پنجهء تو در شير وشكر بهشت باشد وشيرينكام گردى ، وأول از آن پنج چيزى كه وصيّت كرده أصول دين است ومقدم است بر فروع ، اين هر دو چون شير وشكر در هم آميخته است واين موقوف است بر معرفت ؛ به دليل قوله تعالى :
فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ
هامش
( 1 ) الف : مسالكين .
( 2 ) انفطار ( 82 ) : 13 .
( 3 ) فرقان ( 25 ) : 27 .