حاصل به تواتر زايل نمىشود ، چه جاى اينكه چون منطوق اخبار وارده در اين باب ناطق است به اينكه مجموع مدّت ردّ شمس ومكث ورجوع أو قدر بسيار كمي بود ، پس اگر در مدّت روز وشب همان قدر افزوده شده ومحسوس جمعى نگشته باشد - بنابر غفلت از آن - خرق عادت يا في الواقع در آن روز آفتاب قبل از غروب اوّل اين قدر از قدر معهود سريعتر رفته باشد كه به اضافهء اين زمان قليل مساوى قدر مقرّر شده باشد ؛ با وجود تصديق قدرت كاملهء الهى چه تعجّب دارد ؟ ! !
وهمچنين است كلام در شقّ قمر ؛ به علاوهء اينكه شقّ قمر در شب بوده كه غالبا وقت غفلت أكثر مردم است ، وأيضا بر فرض تسليم اينكه كلّ أهل شرق وغرب مطّلع نشده باشند مىتوان گفت كه : هرچند ردّ شمس يا قمر به دعاى كسى اكرامى است يا معجزهاى است امّا غرض اصلى از شقّ قمر ؛ اتمام حجّت بر متّحدين وطالبين آن بوده ومنظور اظهار بر جمعى خاص بوده ، مانند تسبيح حصى ، وحنين جذع ، ومجىء شجره ، وجريان آب از ميان انگشتان وأمثال آن « 1 » .
واز ردّ آفتاب در شأن حضرت أمير عليه السّلام بلكه يوشع وسليمان همين بوده كه نمازشان در وقت خودش گزارده شود ، يا جمعى از كفّار كشته شوند ، پس اطلاع أكثر مردم بر آن ضرور نيست ؛ با وجود تصديق به معجزه وخرق عادت ؛ تجويز آن مىتوان كرد كه اگر - مثلا - آفتاب در غير وقت معهود در أفق الآفاق « 2 » باشد ، جرم وضوء آن محسوس همهء مردمان نشود ، به اعتبار اينكه مصلحتى
هامش
فرائد السمطين : 1 / 183 ، وفاء الوفاء : 3 / 822 و 823 ، وقعة صفين : 136 ، مراجعه شود به الغدير :
3 / 126 - 141 ، إحقاق الحق : 5 / 29 - 31 و 521 - 539 ، 16 / 315 - 331 ، 21 / 261 - 271 .
( 1 ) كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد : 382 و 383 ، شرح المقاصد : 5 / 37 و 38 ، مراجعه شود به بحار الأنوار : 17 / 225 - 421 .
( 2 ) ب : الاعلى .