جواب :
اين در صورتي است كه ميّت مادر زن خود را نشناخته عقد كرده وبعد از دخول معلومش شد ، پس آن عقد باطل است ، لكن فرزندى كه از آن جماع به هم رسيده حلالزاده ووارث پدر وبرادر زن است وحصّهء زن در اين صورت ثمن مىشود وتتمّه به برادرش مىرسد ، واين مضمون در صحيحهء زراره در كتاب « من لا يحضره الفقيه » ، در كتاب نكاح مذكور است « 1 » .
سؤال تكط [ 429 ] :
زكاتى را كه شخصي جبرا از مالكش بگيرد مىتواند كه آن را قيمت نموده وقيمتش را به مستحق دهد ؟
جواب :
بايد آن را به عينه به مستحق دهد به نيابت مالك در نيّت وقصد ، مگر آنكه متضمّن مفسده باشد ونتواند كه در خلوت به مستحقّ دهد واز أو بخرد كه در اين صورت فروختن وقيمت را به مستحقّ دادن ضرر ندارد .
سؤال تل [ 430 ] :
شخصي متوفّى وورثهء أو منحصر در هفت برادر وخواهرى كه كلالهء امّ ميّت نيستند ، ومع ذلك بايد ميراث در ميان ايشان بالسوية قسمت شود ؟
جواب :
اين در صورتي است كه متوفّى مادر زن پدر را گرفته واز أو هفت پسر به هم رسانيده وقبل از پدر فوت شده ، پس ميراث پدرش ميان زن وبرادرها بالسويّه است « 2 » .
سؤال تلا [ 431 ] :
شخصي متوفّى وورثهء أو منحصر در شش برادر با يك
هامش
( 1 ) من لا يحضره الفقيه : 3 / 264 حديث 1258 ، وسائل الشيعة : 20 / 478 و 479 حديث 26141 توضيح : در اين روايت به أصل مسأله اشاره شده است ولى بيان كيفيت ارث بردن ؛ از مرحوم مؤلّف مىباشد .
( 2 ) توضيح مسأله چنين است كه : مادر زيد مىميرد پدرش زن جديدى مىگيرد . وخود زيد مادر زن پدرش را مىگيرد وداراى هفت پسر مىشود . سپس مىميرد پس از مرگ زيد ، پدرش مىميرد وارثش بين نوهها وزنش كه خواهر امّى نوهها مىباشد تقسيم مىگردد بدين شكل كه : زن يك هشتم خودش را مىبرد وبقيه بين 7 برادر تقسيم مىشود .