تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامع الفضل — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
خصوصه با رطوبت ملاقاة به نجاست كرده وكافر - مثلا - آن را بافته وساخته ودوخته وشكر را آب كرده وقند را ريخته به نحوى كه بدنش به آن رطوبت رسيده ، وعلم عادّى در مسألهء نجاست اعتبار ندارد أصلا ، واينكه شخصي هرچند عادل باشد ديده است كه شكري را با فضلهء موش آب كرده‌اند ، يا رختى را كافرى با رطوبت ملاقاة نموده اين شهادت ضررى به چيزهاى ديگر ندارد قطعا ، ومايعات وظروف ورخوت كفّار هرچند كه مستعمل باشد محكوم به طهارت است شرعا ، ردّا على أهل الوسواس التابعين للخنّاس . وثقة الإسلام شيخ كلينى رحمه اللّه در « كافى » در أوائل كتاب عقل وجهل به سند صحيح روايت نموده از عبد اللّه بن سنان كه گفت : ذكر كردم از براي حضرت صادق عليه السّلام مردى را كه مبتلى بود « 1 » به وضوء ونماز وگفتم كه : أو مرد عاقلى است ، پس حضرت فرمود كه : « كدام عقل از براي أو هست وحال آنكه أو أطاعت شيطان مىكند ، پس گفتم : چگونه أطاعت شيطان مىكند ؟ فرمود كه : سؤال كن أو را كه اين كارى كه مىكنى - يعنى : از وسواس در وضوء ؛ نماز ومقدّمات آنها از طهارت ونجاست - از چيست ؟ پس أو در جواب تو خواهد گفت كه : از كار شيطان است » « 2 » . وعلماء استثناء فرموده‌اند از قاعدهء مذكوره ؛ گوشت وپوست حيواني را كه مردارش نجس باشد وحكم فرموده‌اند به نجاست آنها هرگاه از كافر گرفته شود ، وشرط كرده‌اند در حكم به طهارت آنها كه مشاهدهء تذكيهء شرعيّهء آن بشود « 3 » ، يا آنكه از دست مسلمانى ، يا در بازار مسلمانان « 4 » از كسى گرفته شود
هامش
( 1 ) يعنى : در وضوء ونماز وسواس داشت . ( 2 ) كافى : 1 / 12 حديث 10 ، وسائل الشيعة : 1 / 63 حديث 137 . ( 3 ) كفاية الأحكام : 14 . ( 4 ) ه‍ : مسلمانان يا در ولايت مسلمانان .