المكلّفين بظهور تأخّر الرأي الجديد .
ومن المشهورات أنّه قدّس سرّه قد صنّف « القواعد » في عشرين سنة - وإن كان مشتغلا في ضمن تلك العشرين بتصانيف أخر - فلعلّه رحمه اللّه رجّح ضمان أقلّ الأمرين - مثلا - وكتبه وانتسخ منه التلامذة ، ثمّ رجّح بعد ذلك بشهر ، أو أقلّ ، أو أكثر ضمان الأرش فكتبه ولم يضرب على الأوّل على ما كان ديدنهم في ذلك ، واللّه العالم .
سؤال تح [ 408 ] :
هرگاه كسى در حال صحّت وصيّت كند كه مالش در ميان ورثهء ذكور وإناث بالسويّه قسمت شود وخواهد كه بعد از أو ذكور در آن رخنه نتوانند كرد چه نحو كند ؟
جواب :
در وصيّت فرقى نيست ميان آنكه در صحّت باشد ، يا در مرض وهرگاه استرضاء از ذكور حاصل كند كه آن وصيّت را در حيات ممضى دارند بعد از موت در آن رخنه نمىتوانند كرد وهمچنين هرگاه ورثه آن قدر باشند كه زيادة بر سهم إناث از ثلث ميّت محسوب تواند شد ، مثل آنكه يك پسر ودو دختر باشند ودر اين وقت تدبير ديگر به خاطر نمىرسد .
سؤال تط [ 409 ] :
پدر غنى وپسر غنى از مال همديگر مىتوانند خورد يا نه ، خصوصا هرگاه محبتي در ميان ايشان « 1 » نباشد ؟
جواب :
هرگاه مريد اكل كامل غير مستحق باشد ومظنّهء عدم رضاى مالك كامل باشد چنانكه مقتضاى عدم محبّت است جايز نيست تصرف أو مطلقا ، واگر نشانهء عدم رضا ظاهر نباشد نيز تصرف جايز نباشد مگر در مأكولات كه يكى از آنها در خانه داشته باشد وديگرى داخل شود كه أو مىتواند شرعا از آن بخورد به شرطي كه نحوى نشود كه به حسب ظاهر عدم رضاى مالك مظنون
هامش
( 1 ) الف ، ب ، ج : آنها .