به معنى قرق است ، واينها مخصوص پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وامام عليه السّلام ، است وديگرى را نمىرسد كه جائى را قرق نمايد ، نه از براي خود ونه از براي ديگرى به اجماع كلّ مسلمين .
وآنچه را قاصر نوشتهام - به مصرف رسانيدن چوب وگالى - ضرر به احياء ندارد ومرادم آن نيست كه به مجرّد بريدن - هرچند كه نه به قصد احياء باشد - به آن إحياء حاصل مىشود واز قبيل موقوف عليه احياء مىگردد ، بلكه مراد حقير وجميع فضلاء كه فرمودهاند : « بعضد شجرها » - مثلا - : آن است كه :
هرگاه آنها را به قصد احياء وتملك به عمل آرد تحجير يا احياء مىشود وبريدن وإزالة كردن در بعضي مواضع موقوف عليه ومقدمهء احياء مىگردد ، نه آنكه خودش نفس احياء وتحجير است ، واگر بعد از آن ازاله ؛ مزال را يعنى : چوب وگالى را - مثلا - به مصرف تعمير جائى رساند ضررى به قصد احياى أو ندارد ، ومراد علماء از انتفاء يد غير ، همان است كه اشاره به آن نموديم كه : بالفعل در تصرف مالكانهء غير نباشد ، نه آنكه در هيچ وقت از أوقات ، به هيچ نحوى از انحاء در آن تصرفى نكرده باشد ، چنانكه بر أدناى طلبه مخفى نخواهد بود .
ومراد از انتفاع حريميت عامر ؛ آن است كه : بالفعل حريم نباشد ، ومراد از حريم همان است كه علما فرمودهاند .
قال الشهيدان وغيرهما : حريم الحائط مطرح آلاته من حجر وتراب وغيرهما على تقدير انهدامه . . . وحريم الدار مطرح ترابها ورمادها وكناستها وثلوجها ومسيل مائها حيث يحتاج إليهما ، ومسلك الدخول والخروج في صوب الباب إلى أن يصل إلى الطريق أو المباح « 1 » .
وهيچكس در هيچ جائى از جمله حريم نشمرده است جائى را كه از آنجا
هامش
( 1 ) شرح لمعه : 7 / 164 .