تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامع الفضل — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
كه اقتداء در نماز فريضة به آنها توان كرد كه شهادت دهند بر آنكه در وقتي كه مشغول احياء بوده از فعل ، يا قول با قصد احياء وتملك معلوم ايشان شده ، وبا عجز از اثبات ؛ هرگاه ادعاى علم بر معارض خود كند كه معارض خودش از أو شنيده يا بر أو معلوم گشت تسلط قسم بر أو به هم مىرساند ومرافعه به قسم طي مىشود ، وبعد از ثبوت تحجير حاكم شرع أو را اجبار مىنمايد بر اتمام إحياء ، يا رفع يد وتخليه از آن ، ودر حين اشتغال به تحجير حكمش حكم انتفاع بردن به مباحات است مثل چوب از بيشه وآب از نهر مباح وسنگ وگچ از كوه مباح وموات برداشتن كه هرگاه كسى سبقت به جائى « 1 » نمايد أو أولى خواهد بود از ديگران ، تا آنكه آنچه خواهد بردارد از همان موضع كه مشغول است در آن ، ومانع ديگرى در حوالي « 2 » آن نمىتواند شد هرچند كه قريب « 3 » باشد ، واگر كسى تعدّى بر أو كند وأو را بيرون كند واز همانجا نيز انتفاع برد ؛ آن شخص مرتكب حرام شده كه آن از عاج « 4 » است ، لكن مالك مىشود آنچه را كه از اينجا بردارد ، على الأشهر الأظهر ، وهمچنين هرگاه محجّر را مانع شود على قول قوى ، لكن مستحق تأديب وتعزير مىگردد از جهت ارتكاب حرام . ومراد به اشتغال مشغول بودن است به نهج عرفى ، وضرر ندارد حيلوله شب وتعطيل بعض أوقات مانند : جمعات وأوقات صلوات وأمثال اينها ، نه آنكه ماه به ماه بدون عذر اهمال كند وترك اشتغال نمايد . وديگر آنكه نوشته‌اند كه : مستند ؛ قول علّامه ومحقق رحمهما اللّه وأمثال ايشان است ، وهر كس خلاف اين بگويد قولش مردود وأو مخترع است ونامربوط
هامش
( 1 ) ه‍ : موضعي . ( 2 ) د ، ه‍ : حوالي وأطراف آن . ( 3 ) ه‍ : قريب به آن . ( 4 ) يعنى : قلع از مكان ، برخيزانيدن ( فرهنگ معين : 1 / 218 ) .