الحال أولاد هند آمده ادّعاى آن باغ را مىنمايند ، واز بايعين باغ بعضي مردهاند از سر چند صغير ، وبعضي از بايعين كه موجود است ؛ اقرار دارند به اينكه آن باغ حقّ مدّعيان است وايشان بىوجه شرعي فروختهاند ، وقيمتش را به مصرف خود رسانيدهاند به سبب فقر واحتياجى كه داشتهاند ، آيا آن باغ به ورثهء هند مىرسد يا نه ؟ وهرگاه برسد ورثهء مشترى ادّعاء ثمن بر بايعين مىتوانند كرد يا نه ؟ وثمن را تماما از بايع موجود مىتوان گرفت يا به قدر الحصّة از ورثهء متوفّى - كه صغيرند - نيز مىتوان گرفت يا نه ؟ وادّعاى منافع وحاصل چندساله را بر مشترى مىتوانند كرد يا نه ؟
جواب :
باغ مزبور از ورثهء هند نمىشود مگر آنكه كساني كه الآن آن را به تصرّف دارند اقرار نمايند ، يا به بيّنهء شرعيّه ثابت شود كه تا حال آن بر ملكيّت ورثهء زيد يا هند باقي است ، واعتراف بعضي از بايعين يا مشترى حجّت نمىشود بر منكرين ، ليكن هر كدام كه معترف به بطلان تصرّف خود گردند بايد غرامت بكشند آن قدرى را كه در آن تصرّف نمودهاند ، از خوردن وفروختن وأمثال اينها ، وهمچنين منافع آن را از روزى كه در آن تصرّف نمودهاند تا وقتي كه با مالك طي نمايند بقدر الحصّة .
وهرگاه بطلان مبايعه معلوم شد آنچه را كه مشترى غرامت كشد از قيمت مبيع ومنافع ، همه را مىتواند كه از بايع بگيرد ، مگر آنكه مشترى در حين خريدن ، يا تصرّف نمودن علم به غصبيّت داشته باشد وثمن تلف شده باشد ؛ كه در صورت اوّل مطلقا رجوع نمىتواند كرد ، ودر صورت دويم رجوع مىتواند كرد در قيمت عين ومنافع تالفه قبل از علم به غصبيّت ، يا بعد از آن ، قبل از امكان رسانيدن به مالك ، ودر جائى كه رجوع مىشود يا غرامت لازم مىآيد مطالبه از غاصب يا مالش مىتوان نمود ، وتسلّطى بر ورثهء أو نيست خواه صغير باشند وخواه كبير ، مگر آنكه ورثه تركهء غاصب را تلف كرده باشند كه به قدر