طلاق دهد « 1 » ، وبر هر تقدير هرگاه ادعاى علم بر زيد كند تسلّط قسم نفى العلم بر أو دارد ، پس اگر قسم خورد فبها ، واگر قسم را ردّ كرد وهند قسم خورد ؛ نكاح منفسخ مىشود به حسب ظاهر ، وهر يك مكلّفند به آنچه مىدانند ، ودر اين صورتها هند مستحقّ مهر نمىشود هرچند كه بعد از دخول باشد ، مگر آنكه ادعا كند كه بعد از دخول علم به حرمت به هم رسانيده كه در اين صورت مستحقّ أقلّ الأمرين از مهر مسمّى في العقد ومهر المثل مىشود ، ودر هر صورت نمىتواند كه ابتدأ به استمتاع از زيد نمايد ، يا مطالبهء حقوق زوجيّت كند ، وهمچنين نمىتواند كه زيد را أطاعت نكند واز اداى حقوق زوجيّت أو بعد از مطالبه ، امتناع نمايد ، واللّه العالم .
سؤال ركب [ 222 ] :
يكى از أولاد زيد در ايّام حيات أو مفقود شده وتا حال ده سال مىشود كه خبري از أو معلوم نيست والحال زيد فوت شده وأولاد ديگر نيز دارد به مفقود ميراث « 2 » مىرسد يا نه ؟
جواب :
حصّهء مفقود را از ارث جدا نموده ، امناى شرع يا مؤمنين حسبة نگاه دارند تا حال أو معلوم شود ، يا سنّش به عمر طبيعي رسد ، واگر مفقود واجب النفقهاى داشته باشد به مصرف نفقهء أو مىتوانند رسانيد هرگاه مستجمع شرايط استحقاق نفقه باشد .
سؤال ركج [ 223 ] :
زيد متوفّى ؛ ووارث أو منحصر در يك دختر - هند نام - ويك باغ از أو مخلّف شده ، بعد از مدّتى هند نيز متوفّى گشته از سر دو پسر ، پس خالد نام - كه خويش زيد بوده - وپسر وزن أو در غيبت پسرهاى هند باغ زيد را فروختهاند به بكر ، وبعد از مدّتى بكر نيز متوفّى از سر چند وارث ،
هامش
( 1 ) ظاهرا طلاق براي نجات سردرگمى زن از نظر قانون واجتماع مىباشد ، زيرا از نظر شرعي از أصل عقد باطل بوده ، وعقد باطل احتياج به طلاق ندارد ، ( نهاية المرام : 1 / 169 ) .
( 2 ) ه : ارث .