پس مىگويم به أو كه : شوهر دارى ؟ مىگويد : نه ، آيا مىتوانم كه أو را تزويج كنم ؟ حضرت فرمود : « بلى زن مصدّقه است بر نفسش » « 1 » يعنى : بايد أو را تصديق كرد دربارهء خودش .
ومثل اين حديث نيز از « أبان بن تغلب » از آن حضرت روايت كرده ودر آخرش اين است كه : « بر تو چيزى نيست وهمين است كه بر تو لازم است تصديق أو در باب نفسش » « 2 » .
وروايت كرده است شيخ طوسي به سند صحيح از حسين بن سعيد - ثقة - از حمّاد ، وأو از ابن عيسى - ثقة است - از حضرت صادق عليه السّلام كه از آن حضرت پرسيد كه : مردى سه مرتبه طلاق داد زن خود را ، پس آن زن باين شد - يعنى :
محتاج به محلل گشت - وآن مرد خواست كه آن را باز تزويج نمايد ، پس گفت به أو كه : مىخواهم تو را بگيرم پس تو شوهر ديگر بكن - يعنى از براي حصول محلل - پس آن زن گفت : كه من شوهر ديگر كردم وخود را از براي تو حلال كردم ، يعنى آن شوهر ثاني دخول كرد وطلاق داد ، واز عدّه بيرون آمدم والحال از براي تو حلالم ، آيا شوهر اوّل تصديق مىتواند كرد أو را در اين ادعاها بدون شاهد . ومىتواند أو را گرفت ؟ وچه بايد بكند ؟ حضرت فرمود كه : « هرگاه زن ثقة است ، تصديق كرده مىشود قولش » « 3 » يعنى : بايد حرفش را تصديق كند وراست داند .
ومشهور اعتبار ثقة بودن را حمل بر استحباب كردهاند - نظر به عموم أحاديث ديگر - وفرمودهاند كه : مراد به ثقة در اينجا آن است كه : اعتماد بر خبر
هامش
( 1 ) كافى : 5 / 462 حديث 2 ، وسائل الشيعة : 21 / 31 حديث 26442 .
( 2 ) كافى : 5 / 462 حديث 1 ، وسائل الشيعة : 21 / 30 و 31 حديث 26442 .
( 3 ) تهذيب الأحكام : 8 / 34 حديث 24 ، استبصار : 3 / 275 حديث 22 ودر هر دو مصدر ( ابن عيسى ) نيامده است ، وسائل الشيعة : 22 / 133 حديث 28203 .