تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامع الفضل — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦

جواب :

هرگاه بعد از چهار سال از تجسّس شوهر در سمتى كه مفقود شده ؛ واز خبر كشته شدن أو كه به زن رسيده ، واز قرائن أحوال ديگر ؛ زن خاطر جمع بر نبودن وكشته شدن أو شده ، مىتواند كه شوهر كند به كسى كه اطلاع بر كيفيّت حال وسر رشتهء كار أو نداشته باشد ، وچنين كسى مىتواند كه أو را عقد كند ، خواه از براي خود وخواه از براي ديگرى ، وبر عاقد وبر آن كسى كه أو را مىگيرد لازم نيست كه كاوش وتجسّس « 1 » حال أو نمايند ، بلكه بر همين گفتن زن كه : مانعى وشوهرى ندارم ؛ اكتفا مىتواند كرد ، لكن احتياط آن است كه : هرگاه نفقه از شوهر مفقود از براي أو مانده ، يا كسى از خويشان شوهر متوجّه نفقهء أو گردد ؛ صبر كند تا حال آن شخص بهتر معلوم گردد ، واگر نفقه از براي أو نمانده وكسى متوجّه نفقهء أو نباشد « 2 » ، آن زن عقد خود را فسخ نمايد ، يعنى : اظهار كند كه عقد آن شوهر را بر هم زده واز زنى أو بيرون رفته ، پس اگر آن مفقود خويشى داشته باشد ، بهتر آن است كه أو وحاكم شرع آن ولايت - هر دو - كسى را وكيل كنند ، كه آن زن را طلاق دهد كه در وقتي كه در عادت زنان نباشد . بعد از طلاق ؛ چهار ماه وده روز عدّه بگيرد وبعد از آن شوهر كند به هر كسى كه خواهد از كساني كه بر أو حلال باشند ، هرچند كه از كيفيت حال أو مطلع باشند ، واللّه العالم .

سؤال ريا [ 211 ] :

ضعيفه‌اى چند سال قبل از اين ؛ به محكمهء شيخ الاسلام رفته كه أو را عقد كنند واز أو تفتيش كرده‌اند كه شوهر داشتى يا نه ؟ گفت : متعهء كسى بودم سه‌ماهه ، ومدّت عدّه تمام شده ، گفتند كه : چون اقرار به شوهر كرده‌اى شايد عقدت دائمي بوده ، بايد از آن شخص كاغذى بياورى تا تو را عقد كنيم ، ضعيفه هرچند قسم خورده كه شوهر دائمي نداشتم ، وهمين متعه بودم
هامش
( 1 ) الف ، ج ، د : تجسّس از . ( 2 ) ج : نشود .