تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامع الفضل — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
بلكه بدون اذن « 1 » پدر وجدّ ومادر نيز على الأظهر ، وهرگاه خواهد كه به كفو خود شوهر كند وپدر يا جد يا مادر راضى نشوند « 2 » ؛ يا حاضر نباشند « 3 » ، يا نفقهء أو را ندهند ومعطّل باشد شوهر مىتواند كرد به اجماع علماى اماميه وهمچنين به غير كفو خود وبا حضور ايشان وعدم احتياج وانفاق ايشان بر أو نيز على الأصح ، وعقل ورشد در استقلال بالغه در كار خود لازم است ، واللّه العالم .

سؤال ره [ 205 ] :

شخصي در مرض موت كسى را مخاطب نموده كه بعد از فوت من أموال مرا نقد كن ، وفروختن وتصرّفى كه در أموال من شود بايد به اطلاع فلان باشد ، وبعد از فروختن ونقد كردن به اطلاع همان شخص ، نيز حجّه از براي من استيجار كن ، وتو ناظر من مىباشى ، وبعد از آن گفته كه : آن شخص - كه اين أمور بايد به اطلاع أو بشود - وكيل من است ، وبعد از وفات موصى ناظر ؛ أموال را بدون اطلاع وكيل نقد نموده ووكيل حضور نداشته ، وناظر قيمت أموال را به ديگرى مىسپارد بدون اطلاع وكيل غائب ، وبعد از چند وقت به چند دفعه به جهت رفع ضرورت خود ؛ نصفهء وجه را از امين مىگيرد وبه مصرف مىرساند ، ونصفهء ديگر را امين به مصرف مىرساند اما هر دو ؛ وجه را بر ذمهء خود مىگيرند ، وبعد از مدتها ؛ اتّفاق ملاقاة وكيل وناظر افتاده ووكيل گفته كه : وجه را بده تا كه حجّه از براي موصى بگيرم ، ناظر مىگويد كه : وجه را به فلان امين سپرده‌ام وأو تلف كرده ، وقدرى ديگر را عموى من گرفته وبرطرف كرده ، آيا حجّة در ذمّهء كدام يك از ناظر ووكيل قرار گرفته ؟ وهرگاه ايشان در حيات نباشند ؛ از ورثهء ايشان مطالبهء وجه مىتوان نمود يا نه ؟
هامش
( 1 ) ه‍ : اذن ورضاى . ( 2 ) شرائع الاسلام : 2 / 277 ، انتصار : 119 . ( 3 ) رياض المسائل : 2 / 80 .