تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامع الفضل — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
الاستعلام بوده وبدون استعلام با جهالت أحد طرفين يا هر دو ؛ به مقدار آن صلح شده باشد ، صلح باطل است وگرفتن ونگرفتن بعضي از وجه صلح مثمر ثمرى نيست مگر آنكه بعد از علم جاهل ؛ قبض مقدار حق به عمل آمده باشد . واما أجناس ومقادير ديات پس بايد دانست كه قتل به عنوان ظلم وناحق يا عمد است ، يا شبيه به عمد يا خطاء محض ، در صورت عمد ، يا قصاص ممكن است يا غير ممكن ، ودر صورت امكان قصاص ، ديت ؛ جنس مشخص ومقدار معين ندارد بلكه تعيين جنس ومقدار آن موقوف وموكول به تراضى قاتل وورثهء مقتول است ؛ به هر چيز وبه هر قدر كه معين نمايند ؛ متعيّن مىگردد ؛ هرچند كه زياد باشد از دياتى كه مذكور خواهد شد ، يا كم شود از آنها . وهرگاه قصاص ممكن نباشد به مردن يا كشته شدن يا گريختن جانى ، يا آنكه قاتل پدر مقتول باشد ، در اين صورتها ديت قتل نفس مسلم ؛ يا صد شتر است كه هر يك پنج سال يا زيادة داشته باشد ، يا دويست گاو ، يا هزار گوسفند است ؛ به سن گاو وگوسفند قرباني ، يا دويست حلّه است - هر حلّه‌اى دو ثوب از برد يمنى - يا هزار دينار است وآن عبارت است از هزار مثقال شرعي از طلائى كه سكّهء معامله داشته باشد ، وهر مثقال شرعي چهار دانگ ونيم مثقال صرّافى است كه هزار دينار ؛ هفت صد وپنجاه مثقال صرّافى مىشود ، يا ده هزار درهم نقرهء مسكوك است كه هر درهمى نيم مثقال وربع عشر مثقال است به مثقال صرّافى « 1 » ، وهر ده درهم پنج مثقال وربع مثقال است ، كه مجموع ده هزار درهم ، پنج هزار ودويست وپنجاه مثقال نقرهء سكه‌دار مىشود وبه پول حويزه كه هر محمّدى چهار دانگ ونيم صرّاف است ، وبرابر است در وزن با يك
هامش
( 1 ) يعنى : 525 / 0 مثقال صرّافى .