تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامع الفضل — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
موقوف به رضاى شوهر يا كسى ديگر نيست ، هرگاه آنچه را ضرر به وارث رسانيده زيادة بر ثلث متروكاتش نباشد ، يا از آن مرض صحّت يافته « 1 » ، يا ورثه اجازه وامضاى آن كنند ؛ هرچند زيادة بر ثلث باشد ، كه در اين صورتها آن معامله با استجماع شرائط لزوم ؛ لازم است بلا خلاف ، ودر صورت عدم رضاى وارث در زيادة بر ثلث نيز لازم است ، هرچند در مرض الموت باشد على الأظهر ، وارضاى وارث أحوط وبهتر است .

سؤال قعز [ 177 ] :

هند فوت شده از سر والدين وولد ، تركهء أو به چه نحو منقسم مىشود ؟

جواب :

هرگاه وارث منحصر در اينها باشد ؛ ثلث مجموع تركه از والدين است كه بالمناصفه حصّه مىكنند ، وتتمّه از فرزندان است اگر پسر يا پسر ودختر باشند يا زيادة بر يك دختر باشند ، واگر فرزند منحصر در يك دختر باشد ؛ تركه را بر پنج حصّه كنند وبه هر يك از پدر ومادر ؛ يك حصّه ، وسه حصّه را به دختر دهند .

سؤال قعح [ 178 ] :

شخصي به كسى حرام‌زاده خطاب نموده آيا آن كس را مىرسد كه بر أو ادّعا نمايد كه گفتهء خود را به ثبوت شرعي برساند ؟ وهرگاه عاجز از اثبات شود حدّ شرعي آن چه چيز است ؟ وبا آن شخص بعد از عجز از ثبوت ، نماز جماعت مىتواند كرد يا نه ؟

جواب :

هرگاه قائل اعتراف نمايد كه : مرادش از « 2 » حرام‌زاده ؛ ولد زنا بوده ، مخاطب را مىرسد كه بر أو ادّعا كند وبعد از عجز از اثبات ؛ مطالبهء تعزير وتأديب أو نمايد ، ومطالبهء حدّ شرعي آن - كه هشتاد تازيانه است - با كسى است كه نسبت زنا به أو داده باشد ، واگر مرده است وارثش مطالبه مىتواند كرد .
هامش
( 1 ) ج ، ه‍ : يابد . ( 2 ) ه‍ : از لفظ .