تقريب خراب كند ، صورت حكم را قلمي فرمايند كه حجّت شود والسلام ؟
جواب :
معاملهء مذكور مغارسه است ومشهور ميان فقهاء آن است كه مغارسه باطل است ، وبعضي نقل اجماع شيعه بر آن نمودهاند « 1 » ، وبر تقدير بطلان چنانكه ظاهر است وجهل معاملين به بطلان آنچه از مغروس موجود باشد مال صاحب غرس است ، پس اگر مالكش عامل است - چنانچه ظاهر سؤال است - بايد أجرة المثل زمين را در مدّتى كه حبس نموده يا نمايد به مالك زمين دهد ، ومالك ارض مىتواند كه آن را ازاله نمايد بعد از آنكه أرش آن را بدهد ، ودر مقدار أرش أقوال واشكالى هست ، وشايد أقرب تفاوت ما بين كونه قائما به اجرت ومقلوعا باشد ، وعلى اىّ تقدير بر عامل ؛ أرش نقصان زمين واصلاح گودالها وبيرون آوردن ريشهء آنها لازم است ، واللّه العالم .
سؤال قعه [ 175 ] :
ضعيفهاى هست كه ادعا مىكند كه شصت سال دارد واز قرائن أحوال پنجاه سال دارد - به حسب مظنّه - ومعارضي در برابر ندارد ، آيا قول أو مسموع است يا نه ؟ وبر تقديرى كه سنّش پنجاه سال باشد آيا به سن يأس رسيده يا حكمش حكم مسترابه است ؟ ورأى ملازمان در سن يأس ؛ موافق مشهور است كه پنجاه سال است وحديث صحيح دارند يا موافق قول بعضي است كه به شصت قايلند - نظر به حديث ضعيفى - وأقوال را در اين مسأله بيان فرمائيد با ادلّه وآنچه در نظر شريف راجح است ؛ كه احتياج به تحقيق آن به هم رسيده ؟
جواب :
زن در باب حيض وانقضاء عدّة ، ونداشتن عدّة ورسيدن به سن يأس - هرگاه حدّش را بداند « 2 » - ونداشتن شوهر يا طلاق دادن أو يا مردن أو ؛ هرگاه مدّعى در برابر نداشته باشد ، وكذبش مظنون وراجح نباشد ، در جميع
هامش
( 1 ) جامع المقاصد : 7 / 392 ، مجمع الفائدة والبرهان : 10 / 144 ، مفتاح الكرامة : 7 / 386 .
( 2 ) ج ، د ، ه : دانسته باشد .