شود ، واحكام مذكوره نظر به ظاهر شرع است ، وواقعا هر كس مكلّف است به آنچه مىداند ميان خود وخدا ، پس اگر عروس واقعا اذن بيع داده نمىتواند كه دعوى كند ؛ هرچند كه مشترى نتواند اذن را ثابت كند « 1 » وهمچنين هرگاه مشترى داند كه أو صاحب است وبدون اذن أو بيع شده ؛ باغ را ردّ كند هرچند كه عروس نتواند كه اثبات مدعاى خود نمايد « 2 » .
سؤال قعد [ 174 ] :
اين جانب به نهج شرعي زمين محلّ زراعت خود را بعلاوهء يك تومان فضّى ، وبيلى به شخصي دادهام كه در آن كروم « 3 » وأشجار غرس نمايد « 4 » وآن را باغ كند وتا سه سال جميع اعمال متعلقهء باغ را با اخراجات لازمه متحمل شود ، وبعد از سه سال باغ مزبور فيما بين اين جانب وآن شخص بالمناصفه باشد ، ودر سال طاعون قدرى از أشجار وهمگى كروم آن را غرس نموده به تقريب طاعون « 5 » باغ را گذاشته وفرار نموده وبه اين سبب باغ خشك شده وپارسال كروم وپرچين خشك شده را بيرون آورده ، مجددا كروم وپرچين گذاشته واسبار « 6 » نكرده وهمين آنها را آب داد كه سبز شد ، وبايد دو سال ديگر متوجّه اعمال ومتوجّه إخراجات باغ مزبور شود ، وحال نه متوجّه اعمال مىشود ونه متحمّل اخراجات ، ونه از باغ مزبور دست برمىدارد ، ودو سال است كه زمين اين جانب را از صلاحيت زراعت انداخته ويك تومان وبيل اين جانب را تلف نموده ومىخواهد كه باغ مزبور را به اين
هامش
( 1 ) ه ، حجري : نمايد .
( 2 ) ه : كند .
( 3 ) يعنى : درختان انگور ( لغتنامهء دهخدا : 39 / 485 ) .
( 4 ) ه : نموده .
( 5 ) يعنى : با نزديك شدن مرض طاعون .
( 6 ) ظاهرا « اسبار » به معنى بيل زدن وكندن علفهاى هرز وكارهائى كه موجب تقويت زراعت يا درخت مىشود مانند وجين كردن مىباشد .