سؤال قعا [ 171 ] :
زنى در حال صحّت واختيار مكرر مىگفته كه : دو حجّه از زيد وعمرو بر ذمّهء من هست كه بگيرم ؛ از املاك ودكاكين كه در تصرّف دارم ، به جهت آنكه آنها مالك وصاحب حق مىباشند در املاك مذكوره ، وبعد از آنكه مريض شد در نهايت شعور وادراك املاك مزبوره « 1 » را به تصديق جمعى از معتبرين وأهل خبره ؛ به يك نفر از برادرزادگان خود - كه اعتماد بر أو داشت - فروخت ووصيّت نمود كه آن دو حجّه را از بابت ثمن استيجار نمايد ، وبعد از مبايعه ده روز بلكه بيشتر در حيات بوده ، وبه مرتبهاى شد كه به حمّام رفته وبعد از آن وفات يافته ومشترى به وصيّت عمل نموده ، بعد از چند سال ساير برادرزادگان أو آمده ادّعا مىنمايند كه : عمّهء ما بيع محابات نموده به جهت آنكه املاك ترقّى نموده به فعل مشترى ، وبعضي نيز به جهت رفاهى كه در ميان رعيت « 2 » به هم رسيده ؛ آن معامله چه صورت دارد ؟ ومحابات را بايد ثابت نمايند در روز معامله يا بعد از معامله ؟ يا بعد از چند سال باز دعوى محابات برقرار است ؟ وهرگاه مدّعى ؛ غايبانه منكر « 3 » ؛ شهود گذرانيده باشد در حضور شرع ، آيا مىرسد منكر را كه گويد شهود بايد در حضور من شهادت دهند يا نه ؟
جواب :
اقرار مذكور صحيح است بلا اشكال ، وهمچنين بيع محابات در مرض با استجماع شرايط بيع ، هرگاه از آن مرض صحّت يافته وبعد از آن فوت شده لازم است بلا خلاف ، واگر به همان مرض فوت شده نيز لازم است على الأظهر ، وبا عدم امضاء ورثه ارضاء آنها در زيادة بر ثلث مجموع تركه بهتر است .
هامش
( 1 ) ج : مذكوره .
( 2 ) ج : خلق .
( 3 ) يعنى : در غياب منكر .