گذاشتن شك كند كه : آيا بعد از سجود أول نشسته وآرام گرفته يا نه ؛ اعتبار ندارد ، هرچند كه در صورت دويم نيز احتياط در اتمام با اعاده است ، وهمچنين در شك در سجده بعد از راست ايستادن يا شروع در برخاستن هرچند كه در صورت اخيره أحوط ؛ كردن سجود است با اعادهء نماز ، واگر بعد از سر برداشتن از ركوع يا سجود شك كند در ذكر آنها يا در آرام گرفتن بقدر ذكر ، يا در سجود بر أعضاء غير پيشانى ؛ اعتبار ندارد .
واگر شكّش در أصل پيشانى گذاشتن يا بر ما يصح السجود گذاشتن باشد ، خواه اين شك بعد از سجدتين باشد يا ما بين آنها وخواه نسبت به يك سجده يا دو سجده ، در اين صورتها خلاف است « 1 » وأقوى تدارك مشكوك فيه است ، واگر اعادهء نماز نيز كند بهتر است ، واگر شك كند در سجده بعد از شروع در تشهد اعتبار ندارد ، وهمچنين است شك در تشهد بعد از راست ايستادن يا در اثناى برخاستن هرچند كه در اين صورت اتمام با اعاده بهتر است .
واگر در حال قيام شك كند در عدد ركعات نماز آيات يا عدد قنوتات نماز عيد ؛ بنابر أقل گذارد ، واگر شك واقع شود ميان زياد وكم فعل واجب ؛ به اينكه جزم داند كه صحيحا به عمل نياورده لكن شك دارد كه آن واجب را مطلقا نكرده يا زيادة كرده است ، پس اگر محل تدارك باقي است آن را به عمل آورد ، واگر از محل گذشته باشد وآن واجب غير ركن است ملتفت نشود نماز صحيح است بدون تدارك ، وبهتر آن است كه بعد [ از ] نماز دو سجدهء سهو كند ، واگر آن ركن است نماز باطل مىشود على الأظهر .
واگر شك واقع شود ميان احتمال صحّت ، وزيادة ونقص اعمال سابقه را كه متعلق بود به شك ميان صحّت ونقصان به عمل آورد وملتفت به احتمال
هامش
( 1 ) مختلف الشيعة : 2 / 402 و 403 ، كفاية الأحكام : 26 .