تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامع الفضل — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
مىشود ، وآيا مراد به ورثهء واقف كسانىاند كه « 1 » بعد از فوت واقف وارث أو بوده‌اند ؟ وهمچنين ورثهء ايشان تا حين انقراض ؟ در اين مسأله خلاف واشكال هست « 2 » ، اگر ضرور باشد مجددا سؤال كنند . واگر در حين وقف ؛ پسر هيچ فرزند نداشته وبعد از اجراى صيغه به هم رسيده ، وقف مال پسر باطل است ، وهمچنين هرگاه فرزند در وقت اجراى صيغه داشته ، لكن به نيابت فرزند - ولاية - قبض به عمل نيامده - هرگاه صغير بوده - كه در اين صورت صحّتش اشكال دارد . وامّا در صورتي كه فرزند كبير باشد وبه قبض أو نرسيده وهمچنين در وقف جدّه هرگاه به قبض پسر - كه پدر صغير باشد - نداده باشد ، پس در اين « 3 » صورت وقف باطل است بلا اشكال ، واللّه العالم .

سؤال قكو [ 126 ] :

هرگاه - مثلا - ملكي را بيع شرط نمايند يك‌ساله ، كه اگر بايع بعد از يك سال در ظرف مدّت پنج يوم ردّ مثل كلّ ثمن به مشترى نمايد قادر بر فسخ بيع باشد والّا بيع ثابت ولازم باشد ، با وجود اين اگر بايع قبل از سال « 4 » ردّ مثل ثمن نمايد قادر بر فسخ خواهد بود ، يا نه ؟ واين در صورتي است كه متبايعين از اختيار وعدم اختيار قبل از سال ساكت باشند در حين عقد بيع ، ودر صورتي كه مشترى شرط نمايد كه اگر قبل از سال ردّ ثمن نمائى قبول نخواهم كرد ؛ آيا اين شرط معتبر خواهد بود يا نه ؟ وبنابر اعتبار اين شرط ؛ آيا بايع مىتواند كه ملك مزبور را از مشترى يك‌ساله اجاره نمايد - چون‌كه در اين صورت مدّت اجاره معيّن خواهد بود - يا نمىتواند ؟ واگر چنانچه مبيع - مثلا -
هامش
( 1 ) ه‍ : كه در حين انقراض وارثند يا كسانىاند كه . ( 2 ) مفتاح الكرامة : 9 / 18 . ( 3 ) ه‍ : اين دو . ( 4 ) ه‍ : يك سال .