برادرهاى أو چيزى از ميراث « 1 » نمىرسد .
وتركهء زوجه را از مهر وحصّهء ميراثي كه از زوج به أو رسيده وغير اينها آنچه داشته « 2 » چهار حصّه نمايند يكى را به مادرش دهند وتتمّه را به دخترش .
وحضانت صغيره با جدّهء مادرى است - على الأظهر - وهرگاه با رضاى جدّهء پدرى ، يا برعكس به رضاى جدّهء مادرى شود أحوط خواهد بود ، واللّه العالم .
سؤال قكه [ 125 ] :
ضعيفهاى پسرى ودخترى دارد ، وملكي را با پسر خود شريك است ، ومادر وپسر - هر دو - ملك مزبور را وقف نمودهاند بر أولاد وبعد از آن ؛ پسر فوت شده ودو پسر از أو مانده لاغير وآن دو پسر هم فوت شدهاند ومادر ايشان ادّعاى وراثت از ملك وقف أولاد مىكند ، آيا شرعا به أو مىرسد يا نه ؟
جواب :
هرگاه وقف مذكور با شرايط صحّت بوده كه از آن جمله اخراج وقف است از تصرّف مالكانه واقف ، واقباض موقوف عليه ووجود أو در حين وقف نسبت به طبقهء أولى - هرچند كه يك نفر از آن طبقه باشد - پس اگر وقف را منحصر در أولاد نمودهاند ومتعرّض صورت انقراض طبقهء أولى نشدهاند ، بعد از انقراض ؛ موقوف عليه به ورثهء واقف برمىگردد وبه طريق ميراث منقسم
هامش
حصه دختر ( نصف ) 48 مىشود : 48 2 / 96
مجموع حصّههاى ورّاث : 76 12 + 16 + 48
باقيمانده : 20 76 - 96
ربع به مادر داده مىشود كه 5 باشد 5 4 / 20
بنابراين حصّهء مادر 21 مىشود ( سه برابر 7 مىباشد ) 21 5 + 16
وبقيه را به دختر مىدهيم كه 15 باشد 15 5 - 20
بنابراين حصّهء دختر مىشود 63 كه ( سه برابر 21 ) مىباشد 63 48 + 15
( 1 ) ه : ارث .
( 2 ) ه : داشته باشد .