ميان علماء هست « 1 » وبرادرها كبيرند بهتر آن است كه همشيره را در قليلي كه زياد مىبرد حلال كنند وببخشند ، واگر نبخشند به مصالحهء قهرية ؛ دو خمس نصف ثمن همشيره را كه ربع عشر آن است « 2 » از أو استرداد نمايند ، يعنى : ثلث ملك را كه به همشيره مىدهند به هشتاد حصّه فرض كنند ، پس چهار حصّه از آن به عنوان ارث مادر به شما مىرسد ونظر به خلاف مسأله ومصالحهء قهريّه نصف آن را - كه چهل يك ثلث است - به مصالحه از أو بگيريد وميان خود قسمت كنيد وسى ونه حصّهء آن ثلث را به همشيره واگذاريد واگر تمام ثلث را به أو دهيد وهيچ از أو نگيريد بهتر وأحوط خواهد بود .
وتقسيم به نحو مذكور در صورتي است كه شوهر دويم قبل از فوت زوجه مرده ، يا به قدر ربع تركه زن - از مهر وغيره - كه حصّهء ارثيّه اوست بر ذمّهء أو باشد واگر بعد از فوت ؛ زوجه مرده وبر ذمّهاش حقّ زوجه نبوده - كه از بابت ارثش كم شود - ربع ملك مزبور به أو مىرسد ، وبعد از أو به أولاد خودش مىرسد ، پس اگر اولادش منحصر در دو برادر مذكور است آن ملك را بيست
هامش
سهم هر يك از برادران 50 / 61 2 * 75 / 30
واكنون سهم ارث دختر را با سهمى كه از پدرش برده بود يك جا جمع مىكنيم :
75 / 65 75 / 30 + 35
اين سهمى است كه بدختر مىرسيد ، وحال اين سهم واقعي را از 70 كسر مىكنيم :
25 / 4 75 / 65 - 70
واين است منظور مؤلّف كه چهار وربع ( 25 / 4 ) اضافه برده است كه بايد بين دو برادر تقسيم شود .
سهم هر يك از برادران 125 / 2 2 / 25 / 4
بنابراين سهم هر يك از برادران مىشود دو ويك هشتم ، وبه تعبير مؤلّف دو وثمن .
ناگفته نماند كه : اين بحث احتياج به توضيح بيشترى دارد وبا تكيه بر دقّت خوانندگان محترم بيش از اين را ضروري ندانستيم .
( 1 ) مفتاح الكرامة : 8 / 189 - 197 .
( 2 ) يعنى : يك چهلم حصه أو را هر برادر ؛ از أو بگيرد .