تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
أيس من عبادته . إنّك تسمع ما أسمع ، و ترى ما أرى ، إلّا أنّك لست بنبيّ ، و إنّك لوزير و إنّك لعلى خير » . ( 72 ) و لقد كنت معه - عليه السّلام - لمّا أتاه الملأ من قريش ، فقالوا له : يا محمّد ، إنّك قد ادّعيت عظيما لم يدعّه آباؤك و لا أحد من أهل بيتك ، فنحن نسألك أمرا إن أجبتنا إليه و أريتناه ، علمنا أنّك نبيّ و رسول ، و إن لم تفعل علمنا أنّك ساحر كذّاب . ( 73 ) فقال عليه السّلام لهم : « و ما تسألون » فقالوا : تدعو لنا هذه الشّجرة حتّى تنقلع بعروقها و تقف بين يديك ، فقال عليه السّلام : « إنّ اللّه على كلّ شيء اين شيطان است بدرستى كه نوميد شد از عبادت خود ، بدرستى كه مى شنوى تو آنچه مى شنوم من ، و تو مى بينى آنچه مى بينم من ، الّا بدرستى كه تو نيستى پيغمبر ، و بدرستى كه هر آينه وزيرى ، و بدرستى كه [ تو ] بر نيكى و خيرى . ( 72 ) و بدرستى كه بودم من با او عليه السلام ، آن گاه كه آمدند به او جماعتى از اشراف قريش ، پس گفتند مر او را : يا محمّد ، بدرستى كه دعوى كردى كار بزرگ را كه دعوى نكردند آن را پدران تو ، و نه يكى از اهل بيت تو ، پس ما سؤال مى كنيم تو را كارى را اگر جواب دادى ما را به آن ، و فرا نمودى تو ما را آن ، دانستيم كه تو پيغمبرى و رسولى بحقّ ، و اگر نكنى و بجاى نيارى ، دانستيم كه تو سحر كننده‌اى دروغ گوينده . ( 73 ) پس گفت عليه السّلام مر ايشان را : و چه مى پرسيد شما گفتند : بخوانى براى ما اين درخت را تا كه بر كنده شو [ د ] به عرق هاى خود ، و بايستد پيش تو ، پس گفت عليه السّلام : بدرستى كه خدا بر همه چيز توانا است ، اگر بكند اين [ كار ] شما را خدا