يسلك به طريق المكارم ، و محاسن أخلاق العالم ، ليله و نهاره . ( 70 ) و لقد كنت أتبّعه اتّباع الفصيل أثر أمهّ ، يرفع لي في كلّ يوم علما من أخلاقه ، و يأمرني بالاقتداء به . و لقد كان يجاور في كلّ سنة بحراء فأراه ، و لا يراه غيري ، و لم يجمع بيت واحد يومئذ في الإسلام غير رسول اللّه - عليه السّلام - و خديجة عليها السّلام و أنا ثالثهما ، أرى نور الوحي [ و ] الرّسالة ، و أشمّ ريح النّبوّة . ( 71 ) و لقد سمعت رنّة الشّيطان حين نزل الوحي عليه - صلّى اللّه عليه و آله - فقلت : يا رسول اللّه ما هذه الرّنّة فقال : « هذا الشّيطان قد [ به ] راه بزرگى را ، و خوى هاى خوب عالم ، شب او را و روز او را .
( 70 ) و بدرستى كه بودم من كه پس روى كردم او را [ مانند ] پس روى كردن بچهء از شير باز كرده [ در ] اثر مادر خود ، بر [ مى ] داشت مرا در هر روزى علمى [ و نشانى ] از خلق هاى خود ، و امر مى كرد مرا به اقتدا كردن به او ، و بدرستى كه بود مجاورت مى كرد در هر سالى به كوه حرا ، پس مى ديدم او را و نمى ديد او [ را ] جز من ، و جمع نبود در يك خانه احدى آن روز در اسلام جز رسول خدا عليه السّلام و خديجه عليها سلام ، و من سيّم ايشان بودم ، و ديدم نور وحى [ و ] رسالت [ را ] و مى بوييدم بوى نبوّت را . ( 71 ) و بدرستى كه شنيدم من نالش شيطان آن هنگام كه فرو آمد وحى بر او - درود داد خدا بر [ او ] و آل او - پس گفتم : اى رسول خدا ، چيست اين آواز و نالش پس گفت رسول : كه
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 46
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٦