تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
أنا وضعت بكلكل العرب ، و كسرت نواجم قرون ربيعة و مضر . و قد علمتم موضعي من رسوله - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - بالقرابة القريبة ، و المنزلة الخصيصة ، و ضعني في حجره و أنا وليد يضمّني إلى صدره ( 68 ) و يكنفني في فراشه ، و يمسّني جسده ، و يشمّني عرفه . و كان يمضغ الشّيء ثمّ يلقمّنيه ، و ما وجد لي كذبة في قول ، و لا خطلة في فعل . ( 69 ) و لقد قرن اللّه تعالى به - عليه السّلام - من لدن أن كان فطيما أعظم ملك من ملائكته خود را ] به سينهء عرب ، و بشكستم من ظاهر شده‌هاى سروهاى ربيعه و مضر را [ از ] قبائل عرب ، و بدرستى دانستيد شما جاى [ و مرتبهء ] مرا از رسول خدا - درود داد خدا بر او و آل او ، به قرابت و خويشاوندى ، و منزلتى كه سخت خاص بود به رسول - ص - بنهاد مرا در كنارهء خود و [ حال آنك ] من كودك بودم . ( 68 ) باز مى نهاد مرا به سينهء خود ، و در كنف [ مى ] گرفت مرا در فراش خود ، و مى ساييد مرا به تن خود ، و مى بوييد مرا بوى خوش خود ، و بود كه بمى خائيد چيزى را پس در دهن مى نهاد مرا ، و نيافت مرا دروغى در گفتن و گفتار ، و نه فسادى در فعل . ( 69 ) [ و ] بدرستى كه مقرون گردانيد خداى تعالى به او - [ يعنى پيغمبر ] عليه السلام از وقتى كه بود [ از ] شير باز كرده - بزرگتر فرشته [ اى ] از فرشتگان او كه مى سپرد او را