تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
بأمر اللّه تعالى تصديقا لنبوّتك ، و إجلالا لكلمتك . ( 79 ) فقال القوم كلّهم : بل ساحر كذّاب ، عجيب السّحر خفيف فيه ، و هل يصدّقك في أمرك إلّا مثل هذا ( يعنونني ) ( 80 ) و إنّي لمن قوم لا تأخذهم في اللّه لومة لائم . سيماهم سيماء الصّدّيقين ، و كلامهم كلام الأبرار ، عمّار اللّيل و منار النّهار . متمسّكون بحبل القرآن ، يحيون سنن اللّه و سنن رسوله عليه السّلام ، لا يستكبرون و لا يعلون ، و لا يغلّون و لا يفسدون . قلوبهم في الجنان ، و أجسادهم في العمل . ( 81 ) آنچه بكرد به امر خداى تعالى [ به سبب ] باور داشتن مر پيغمبرى تو را ، و بزرگ داشتن مر سخن تو را . ( 79 ) پس گفتند قوم همهء ايشان : بل كه [ او ] سحر كننده [ اى ] دروغ زن است ، عجب آورندهء سحر [ است و ] سبك دست در او ، و هست كه تصديق كند تو را در امر [ پيغمبرى ] تو الّا مثل اين ، كه مى خواستند [ به اين گفتار ] مرا . ( 80 ) و بدرستى كه من از گروهى ام كه فرا نگيرد ايشان را در [ راه ] خدا ملامت ملامت كننده‌اى ، نشان ايشان نشان راستگويان است ، و سخن ايشان چون سخن نيك مردان است ، عمارت كنندگان شب به قيام ، و جاى روشنى روز ، چنگ زنندگان به ريسمان قرآن ، زنده مى دارند نهادهاى خدا و نهادهاى رسول خدا عليه السّلام ، گردن كشى نمى كنند ، و بلندى و بزرگى نمى كنند ، و از حد تجاوز نمى نمايند ، و تباهى نمى كنند ، دل هاى ايشان در بهشت ها ، و تنهاى ايشان در عمل . ( 81 )