64 -
و قال عليه السلام ، و قد رجع من صفين ، فأشرف على القبور به ظاهر الكوفة : يا أهل الدّيار الموحشة ، و المحالّ المقفرة ، و القبور المظلمة ، يا أهل التّربة ، يا أهل الغربة ، يا أهل الوحدة ، يا أهل الوحشة ، أنتم لنا فرط سابق ، و نحن لكم تبع لاحق . ( 1 ) أمّا الدّور فقد سكنت ، [ و ] أمّا الأزواج فقد نكحت ، أمّا الأموال فقد قسمت ، هذا خبر ما عندنا ، فما خبر ما عندكم ( 2 ) ثم التفت عليه السلام إلى أصحابه فقال : أما لو أذن لهم في الكلام لأخبروكم أنّ « خير الزّاد التّقوى » . ( 3 ) 64 - و گفت - عليه السّلام - بدرستى كه بازگشت از صفّين ، پس مطّلع شد بر گورها به ظاهر كوفه : اى اهل سراهاى اندوهگن شده ، و جاى هاى خالى مانده ، و گورهاى مظلمه اى اهل تربت ، اى اهل غريبى ، اى اهل تنهائى ، اى اهل تنهائى و دورى شما ما را پيشرو [ و ] سبقت برندهايد ، و ما مر شما را پس رسندهايم . ( 1 ) امّا سراهاى شما بدرستى كه [ در آن ها ] آرام گرفتند ، امّا زنان [ شما ] بدرستى كه نكاح كردند ، امّا مال ها [ ى شما ] بدرستى كه قسمت كردند . اين است خبر آنچه نزديك ما است ، پس چه خبر است آنچه نزديك شما است ( 2 ) پس بنگريد امير [ مؤمنان ] - عليه السّلام - به ياران خود و گفت : بدان كه اگر دستورى داده بود [ ند ] ى ايشان را در سخن ، [ هر آينه ] خبر دادندى شما را ، بدرستى كه بهترين توشه پرهيزگارى است . ( 3 )