فيها على غيرنا كتب ، و كأنّ الحقّ فيها على غيرنا وجب ، و كأنّ الّذي نرى من الأموات سفر عمّا قليل إلينا عائدون ( 1 ) نبوّئهم أجداثهم ، و نأكل تراثهم ، و قد نسينا كلّ واعظ و واعظة ، و رمينا بكلّ جائحة ( 2 ) طوبى لمن ذلّ في نفسه ، و طاب كسبه ، و صلحت سريرته ، و حسنت خليقته ، و أنفق الفضل من ماله ، و أمسك الفضل من لسانه ، و عزل عن النّاس شرهّ ، و وسعته السّنّة ، و لم ينسب إلى بدعة . ( 3 ) [ قال الرضى ] : و من الناس من ينسب هذا الكلام إلى رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله . مى خنديد ، [ و ] گفت او - عليه السّلام : گوئى كه مرگ در دنيا بر غير ما تقدير كرد [ ه ] اند ، و گوئى كه حق در دنيا بر غير ما واجب شد ، و گوئى كه آن ها كه بينيم ما از مردگان مسافرانند [ كه ] در زمان اندك به ما باز گردندگانند . ( 1 ) جا دهيم ايشان را در گورهاى ايشان ، و بخوريم ميراث ايشان را ، و بدرستى كه فراموش كرديم هر قضيهّ و حالتى [ پند دهنده را ] ، و انداختند ما را به هر مصيبتى .
( 2 ) خنك باد مر آن كس را كه ذليل شود در نفس او به تواضع مر خدا را ، و پاك باشد كسب [ او ] ، و نيك باشد سرّ او ، و خوب باشد خلق و خوى او ، و نفقه كند زيادتى از مال خود ، و نگهدارد زيادتى از زبان خود ، و دور گذارد از مردمان بدى خود را ، و فراخ فرا گيرد او را سنّت ، و نسبت نكنند او را وا بدعت . ( 3 ) [ سيّد رضى گويد ] : و از مردمان آن كس [ است ] كه نسبت كند اين سخن را وا رسول خدا صلعم .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 463
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٦٣