تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
وجهك . ( 1 ) و لا تحجبنّ ذا حاجة عن لقائك بها ، فإنّها إن ذيدت عن أبوابك في أوّل وردها لم تحمد فيما بعد على قضائها . ( 2 ) و انظر إلى ما اجتمع عندك من مال اللّه فاصرفه إلى من قبلك من ذوي العيال و المجاعة ، مصيبا به مواضع المفاقر و الخلّات ، و ما فضل عن ذلك فاحمله إلينا لنقسمه فيمن قبلنا . ( 3 ) و أمر أهل مكّة ألّا يأخذوا من ساكن أجرا ، فإنّ اللّه سبحانه رسولى جز زبان تو ، و نه حاجبى الّا روى تو . ( 1 ) و باز مدار خداوند حاجت را از ديدن تو به [ سبب ] آن [ حاجت ] ، بدرستى كه آن را اگر برانند از درهاى تو در اوّل وارد شدن او نستايند تو را در آنچه پس از [ آن باشد ] برگزاردن آن . ( 2 ) و نظر كن با آنچه جمع آوردند نزديك تو از مال خدا ، پس صرف كن آن را وا آن كس كه پيش تو باشد از صاحب عيال و گرسنگى ، [ در حالى كه ] فرا رسانند [ ه باشى ] آن را به جايگاه‌هاى درويشى هاى بى قياس و حاجت ها ، و آنچه افزون شود از اين ، پس بردار آن را [ و روانه كن ] به [ سوى ] ما تا قسمت كنيم در آن كس كه نزد ما باشد . ( 3 ) و امر كن اهل مكّة را تا فرا نگيرند از ساكن مكهّ اجرت مسكن ، بدرستى كه خداى تعالى مى گويد : « كه يكسان باشد مقيم در مكهّ و از جائى بيامده » ، پس عاكف : مقيم