تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
لك على أحد منهم عقدا أو عهدا فمن الآن فتدارك نفسك ، و انظر لها ، فإنّك إن فرّطت حتّى ينهد إليك عباد اللّه أرتجت عليك الأمور ، و منعت أمرا هو منك اليوم مقبول ، و السّلام . ( 5 )
66 - و من كتاب له عليه السلام إلى عبد الله بن العباس - رحمة الله عليه - و قد مضى هذا الكتاب فيما تقدم بخلاف هذه الرواية أمّا بعد ، فإنّ العبد ليفرح بالشّيء الّذي لم يكن ليفوته ، و يحزن على الشّيء الّذي لم يكن ليصيبه ، فلا يكن أفضل ما نلت في نفسك بر يكى از ايشان [ در عقد بيعتى يا پيمانى ] ، پس [ اكنون ] درياب نفس خود را و بنگر مر آن را ، بدرستى كه تو اگر تقصير كردى تو تا كه برخيزند به حرب تو بندگان خدا در بندند بر تو كارها ، و باز دارند كارى كه آن از تو باشد امروز پذيرفته ، [ و آن توبه است از معاصى ، و السّلام ] . ( 5 ) 66 - [ و از نامه‌هاى آن حضرت - عليه السّلام - است ] ، وا عبد الله پسر عباس - رحمت خدا بر او - و بدرستى كه گذشت اين نامه در آنچه تقدّم رفت به خلاف اين روايت : [ امّا ] بعد از حمد خدا ، بدرستى كه بنده شاد شود به چيزى آنك نبود كه فايت شود از او ، و اندوهگن شود بر چيزى كه آن نباشد تا برسد به دو ، پس بايد كه نباشد فاضل تر آنچه يافتى در نفس تو از دنياى تو به رسيدن لذّت يا شفا دادن خشم ، و ليكن [ بايد