تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
و قد أكثرت في قتله عثمان ، فادخل فيما دخل فيه النّاس ، ثمّ حاكم القوم إليّ ، أحملك و إيّاهم على كتاب اللّه ، و أمّا تلك الّتي تريد فإنّها خدعة الصّبيّ عن اللّبن في أوّل الفصال ، و السّلام . ( 7 )

65 - و من كتاب له عليه السلام إليه أيضا

فقد آن لك أن تنتفع باللّمح الباصر من عيان الأمور ، فلقد سلكت مدارج أسلافك بادّعائك الأباطيل ، كشتن عثمان ، پس در آى در آنچه در آمدند در آن مردمان يعنى [ بيعت و ] طاعت [ من ] ، پس حكم كن مردم را [ و بياور ] به [ سوى ] من تا بردارم تو را و ايشان را بر كتاب خدا ، و امّا آنچه مى گويى و مى خواهى [ كه به آن فريب دهى مرا ] ، بدرستى كه آن فريفتن كودك است از شير ، در اوّل شير باز گرفتن ، [ و السّلام ] . ( 7 ) 65 - [ و از نامه‌هاى آن حضرت - عليه السّلام - است كه ] اين [ را ] نيز به او [ نوشت ] : بدرستى كه [ آن ] هنگام آمد تو را كه سودمند شوى به نگرستن صائب و راست به [ عواقب ] كارهاى روشن ، بدرستى كه برفتى تو جاى رفتن پيش گذشتگان [ خود ] به دعوى كردن تو [ چيزهايى كه ] باطل [ است ] ، و در آمدن تو به فريفتن [ و ] خيانت و