و اقحامك غرور المين و الأكاذيب ، من انتحالك ما قد علا عنك ، و ابتزازك لما قد اختزن دونك . ( 1 ) فرارا من الحقّ ، و جحودا لما هو ألزم لك من لحمك و دمك ، ممّا قد وعاه سمعك ، و ملى ء به صدرك ، فما ذا بعد الحقّ إلّا الضّلال ، و بعد البيان إلّا اللّبس ( 2 ) فاحذر الشّبهة و اشتمالها على لبستها ، فإنّ الفتنة طالما أغدفت جلابيبها ، و أغشت الأبصار ظلمتها ، و قد أتاني كتاب منك ذو أفانين من القول ضعفت قواها عن السّلم . ( 3 ) و أساطير لم يحكها منك علم و لا حلم ، دروغ ها ، از دعوى كردن تو مقامى را كه نيستى تو اهل آن ، و مستولى شدن تو مر آنچه [ را كه ] در خزينه نهادند آن را پيش تو . ( 1 ) [ به جهت ] گريختن از حق ، و انكار كردن مر آنچه [ را كه ] لازم [ تر است ] تو را از گوشت تو و خون تو ، از آنچه كه ياد گرفت آن را گوش تو ، و پر كردند به آن سينهء تو را ، پس نيست جز از حق مگر گمراهى ، و پس از روشن كردن حق جز شبهت . ( 2 ) [ پس ] بپرهيز شبهت را و گرد بر آمدن آن را بر پوشيدن آن ، بدرستى كه فتنه ديرگاهى است [ كه ] فرو گذاشت چادرها [ ى خود را ] ، و كور كرد چشم ها را تاريكى آن . ( 3 ) و بدرستى كه آمد به من
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 393
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٣٩٣