تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
و من هذا الكتاب : إنّي و اللّه لو لقيتهم واحدا و هم طلاع الأرض كلّها ما باليت و لا استوحشت ، و إنّي من ضلالهم الّذي هم فيه و الهدى الّذي أنا عليه لعلى بصيرة من نفسي و يقين من ربّي . ( 4 ) و إنّي إلى لقاء اللّه لمشتاق ، و لحسن ثوابه لمنتظر راج ، و لكنّي آسى أن تلي هذه الأمّة سفهاؤها و فجّارها ، فيتّخذوا مال اللّه دولا ، و عباده [ و بخشى ديگر از اين نامه است ] : بدرستى كه من به حقّ خدا كه [ اگر ] فرا [ مى ] رسيدم به ايشان تنها و [ حال آن كه ] ايشان پر شدگان زمين بودند همهء آن ، باك نداشتم و اندهگن نمى شدم ، و بدرستى كه من از گمراهى ايشان آنك ايشان در آنند ، و [ از ] راه راست آنك من بر آنم ، هر آينه برشناختن و علمى [ هستم ] از [ سوى ] نفس خود ، و بر يقينم از [ جانب ] پروردگار خود . ( 4 ) و من وا رسيدن ثواب خدا [ را ] هر آينه مشتاقم ، و براى خوبى ثواب او هر آينه منتظرم اميد دارنده ، و ليكن [ من ] اندوه مى خورم كه مشغول [ و والى ] شوند اين گروه [ را ] بى خردان [ ايشان ] و دروغ زنان آن ، تا فرا گيرند مال خدا را [ هم چون ] دولتى [ دست به دست رسيده ] ، و [ بگيرند ] بندگان او را خدمتكاران ، و