تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
أمّا بعد ، فقد بلغني عنك أمر هو لك و عليك ، فإذا قدم [ رسولى عليك ] فارفع ذيلك ، و اشدد مئزرك ، و اخرج من جحرك ، و اندب من معك ، فإن حقّقت فانفذ ، و إن تفشّلت فابعد ( 1 ) و ايم اللّه لتؤتينّ حيث أنت ، و لا تترك حتّى تخلط زبدك بخاثرك ، و ذائبك بجامدك ، و حتّى تعجّل عن قعدتك ، و تحذّر من أمامك كحذرك من خلفك . ( 2 ) و ما هي بالهوينى الّتي ترجو ، و لكنّها الدّاهية الكبرى ، يركب جملها ، و يذلّ صعبها ، و يسهّل جبلها . ( 3 ) فاعقل عقلك ، و املك أمرك ، و خذ نصيبك رسيد به من از تو كارى كه آن مر تو راست [ و نيز بر زيان تو ] ، پس چون برسد بر تو رسول من بردار دامن خود را ، و محكم گردان ازار خود را ، و بيرون آى از سوراخ سوسمار خود ، و بخوان هر كه با تو است ، پس اگر [ به ] تحقيق دانستى كه حق با من است روان گردان [ و بيا به سوى من ] ، و اگر بد دل گشتى دور شو . ( 1 ) و سوگند مى خورم به خدا هر آينه بيا [ ورند ] تو را هر جا كه تويى ، و ترك نكنند تو را تا بياميزند مسكهء تو را به شير ترشى تو ، و گداختهء تو به فسردهء تو ، و تا كه بشتابانند از نشستن تو ، و بترسانند از پيش تو همچو ترسيدن تو از پس تو . ( 2 ) و نيست آن [ فتنهء اصحاب جمل چنا ] نك اميد دارى ، و ليكن [ آن ] سختى [ و بلايى ] بزرگ است [ كه ] بر نشينند شتر او را ، و نرم كنند نا آرامى او را ، و هامون كنند كوه آن را . ( 3 ) پس محكم كن عقل خود را ، و مالك شو كار خود را ، و فرا گير نصيب خود را و بهرهء خود را ، پس اگر