تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
نستزيدهم في الإيمان باللهّ و التّصديق لرسوله عليه السّلام و لا يستزيدوننا : الأمر واحد إلّا ما اختلفنا فيه من دم عثمان ، و نحن منه براء ( 1 ) فقلنا : تعالوا نداو ما لا ندرك اليوم بإطفاء النّائرة ، و تسكين العامّة ، حتّى يشتدّ الأمر و يستجمع ، فنقوى على وضع الحقّ في مواضعه ، فقالوا : بل نداويه بالمكابرة فأبوا حتّى جنحت الحرب و ركدت ، و وقدت نيرانها و حمشت . ( 2 ) فلمّا ضرّستنا و إيّاهم ، و وضعت مخالبها فينا و فيهم ، أجابوا عند ذلك إلى الّذي دعوناهم إليه ، فأجبناهم إلى ما دعوا ، و سارعنا بهم إلى ما طلبوا ، حتّى مر رسول خدا را عليه السّلام ، و طلب زيادتى نمى كنند از ما ، [ و ] امر [ ما و ايشان ] يكى است الّا آنچه خلاف كرديم ما در آن از خون عثمان ، و ما از آن گناه بربانيم . ( 1 ) پس گفتيم بياييد تا دوا كنيم آنچه را كه در نيابيم امروز به فرو نشاندن آتش افروزندهء [ فتنه ] ، و آرام دادن عوام تا كه سخت [ و محكم ] شود كار ، و گرد آيند [ اهل اسلام ] ، پس توانا شويم بر بنهادن حق در جايگاه حق . پس گفتند [ در جواب ] : بلكه دوا مى كنيم اين را به مخاصمت [ و دشمنى ] ، پس باز داشتند تا كه بلند و قوى شد حرب و ثابت شد ، و افروخته شد آتش هاى حرب و زبانه زد بخشم . ( 2 ) پس آن گاه كه به دندان گرفت [ كار زار ] ما را و ايشان را و بنهاد چنگال هاى خود در ما و در ايشان ، اجابت كردند نزديك آن وا آن [ چه ] كه بخوانديم ما ايشان را وا آن ، پس اجابت كرديم ما ايشان را وا آنچه بخواندند ، و بشتافتيم با ايشان وا