و لا تأمنها على حال ، و اعلم أنّك إن لم تردع نفسك عن كثير ممّا تحبّ ، مخافة مكروهة ، سمت بك الأهواء إلى كثير من الضّرر . ( 1 ) فكن لنفسك مانعا رادعا ، و لنزوتك عند الحفيظة و اقما قامعا . ( 2 )
57 - و من كتاب له عليه السلام إلى أهل الكوفة ، عند مسيره من المدينة إلى البصرة
أمّا بعد ، فإنّي خرجت عن حيّي هذا : إمّا ظالما ، و إمّا ايمن مباش او را در هر حال ، و بدان بدرستى كه تو اگر سر باز نزنى نفس خود را از بسيار [ ى ] از آنچه دوست دارى ، [ به جهت ] ترسيدن [ از چيزى كه ] كراهت داشته [ شده است از آن ] كه بردارد تو [ را ] هواها وا بسيارى از مضرتّ ها . ( 1 ) پس باشد مر نفس خود را باز دارنده [ و ] باز زننده ، و [ باش ] مرور جستن خود را نزديك غضب و حميّت ، قهر كننده [ و ] ذليل كننده . ( 2 ) 57 - [ و از نامههاى آن حضرت - عليه السّلام - است ] ، وا اهل كوفه نزديك رفتن او از مدينه وا بصره : [ امّا پس از حمد خدا ] ، بدرستى كه من بيرون شدم از اين قبيلهء خود : يا ظالم