مظلوما ، إمّا باغيا ، و إمّا مبغيّا عليه ، و إنّي أذكّر اللّه من بلغه كتابي هذا لمّا نفر إليّ ، فإنّي كنت محسنا أعانني ، و إن كنت مسيئا استعتبني
58 - و من كتاب له عليه السلام إلى أهل الأمصار ، يقتص فيه ما جرى بينه و بين أهل صفين
فكان بدء أمرنا أنّا التقينا و القوم من أهل الشّام ، و الظّاهر أنّ ربّنا واحد ، و نبيّنا واحد ، و دعوتنا في الإسلام واحدة ، لا [ بودهام ] و يا مظلوم بر تحقيق ، و يا ستم كار [ بوده ] و يا ستم كرده بر او ، و من با ياد مى دهم خدا را هر كس را كه برسد به او اين نوشتهء من آن گاه كه بيرون آيد به من ، پس بدرستى كه من [ اگر ] باشم نيكوكار يارى كند مرا ، و اگر باشم بد كردار طلب آشتى كند از من .
58 - [ و از نامههاى آن حضرت - عليه السّلام - است ] ، وا اهل شهرها ، شرح مىدهد در او آنچه واقع شد ميان او و ميان اهل صفّين : پس بود ابتداء كار ما [ آن ] كه به هم رسيديم [ ما ] و گروهى از اهل شام ، و حال آن كه ظاهر است كه خداى ما يكى است ، و پيغمبر ما يكى است ، و خواندن ما در اسلام يكى است ، طلب زيادتى نمى كنيم [ بر ايشان ] در ايمان به خدا ، و باور داشتن