تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
الآخرة وجهك ، فهي طريقنا و طريقك ، و احذر أن يصيبك اللّه منه بعاجل قارعة تمسّ الأصل ، و تقطع الدّابر . ( 3 ) فإنّي أولي لك باللهّ أليهّ غير فاجرة ، لئن جمعتني و إيّاك جوامع الأقدار لا أزال بباحتك « حتّى يحكم اللّه بيننا و هو خير الحاكمين » . ( 4 )

56 - و من كتاب له عليه السلام

وصىّ بها شريح بن هانى ، لما جعله على مقدمته إلى الشام اتّق اللّه في كلّ مساء و صباح ، و خف على نفسك الدّنيا الغرور ، گردان وا آخرت روى خود را ، كه آن آخرت راه ما و راه تو است ، و بپرهيز [ از آن ] كه برساند به تو خدا از [ جانب ] خود به دنيا كوبنده‌اى كه پسايد اصل را و قطع كند پى را . ( 3 ) بدرستى كه من سوگند مى خورم [ مر ] تو را به خدا سوگند خوردنى نه دروغ ، اگر جمع آورد مرا و تو را جمع كننده‌هاى قضا و قدرها ، مفارقت نكنم پيش سراء تو « تا كه حكم كند خدا ميان ما ، و او بهترين حكم كنندگان است » . ( 4 ) 56 - [ و از نامه‌هاى آن حضرت - عليه السّلام است - كه ] وصيّت كرد به آن شريح پسر هانى را ، آن گاه كه گردانيد او را بر مقدمّهء [ لشكر ] خود وا شام : بپرهيز از خدا در هر شبانگاهى و صباح ، و بترس بر نفس خود دنياى فريبنده را ، و