تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
العدل ، فليكن أمر النّاس عندك في الحقّ سواء ، فإنهّ ليس في الجور عوض من العدل . ( 1 ) فاجتنب ما تنكر أمثاله ، و ابتذل نفسك فيما افترض اللّه عليك ، راجيا ثوابه ، و متخوّفا عقابه . ( 2 ) و اعلم أنّ الدّنيا دار بليّة لم يفرغ صاحبها قطّ فيها ساعة إلّا كانت فرغته عليه حسرة يوم القيامة ، و أنهّ لن يغنيك عن الحقّ شيء أبدا ، و من الحقّ عليك حفظ نفسك ، و الاحتساب على الرّعيّة بجهدك ، فإنّ الّذي يصل إليك أفضل من الّذي يصل بك ، و السّلام . ( 3 ) او را آن [ اختلاف از ] بسيارى از عدل و داد ، پس بايد كه باشد كار مردمان نزديك تو در [ امر ] حق يكسان ، بدرستى كه نيست در ظلم و بگشتن از حق عوض از عدل . ( 1 ) پس اجتناب كن آنچه [ را كه ] انكار كنى تو مانند او را از [ غير تو ] ، و بذل كن نفس خود را در آنچه واجب كرد خدا بر تو [ در حالى كه ] اميد دارند [ ه‌اى ] ثواب او را ، و ترسنده [ اى ] عقوبت او را . ( 2 ) بدان بدرستى كه دنيا سراء بلاها است كه فارغ نباشد صاحب آن هرگز در او ساعتى الّا كه باشد فراغت او بر او پشيمانى [ در ] روز قيامت ، و بدرستى كه او مستغنى نكند تو را از حق چيز [ ى ] هرگز ، و از [ جملهء ] حق بر تو نگهداشتن نفّس تو است [ از مظلمهء مردم ] ، و حساب و طلب ثواب و اجر بر رعيّت به كوشش تو ، بدرستى كه آن چه [ كه ] و اصل شود وا تو فاضل تر باشد از آن [ چه ] كه و اصل شود به سبب تو بر رعيّت ، [ و السّلام ] . ( 3 )