بالتّقيّة و الكتمان ، و إنّ دفعكما هذا الأمر قبل أن تدخلا فيه ، كان أوسع عليكما من خروجكما منه ، بعد إقراركما به . ( 4 ) و قد زعمتما أنّي قتلت عثمان ، فبيني و بينكما من تخلّف عنّي و عنكما من أهل المدينة ، ثمّ يلزم كلّ امرى ء به قدر ما احتمل . ( 5 ) فارجعا أيّها الشّيخان عن رأيكما ، فإنّ الآن أعظم أمركما العار ، من قبل أن يجتمع العار و النّار ، و السّلام . ( 6 )
55 - و من كتاب له عليه السلام إلى معاوية
أمّا بعد ، فإنّ اللّه سبحانه جعل الدّنيا لما بعدها ، و ابتلى فيها فرا پوشيدن [ حق ] ، و بدرستى كه دفع [ كردن ] شما اين امر [ بيعت ] را پيش از آن كه در رويد در او فراخ تر [ بوده ] است بر شما از بيرون رفتن شما از او بعد از اقرار شما به آن .
( 4 ) [ و ] بدرستى كه دعوى كرديد شما كه من كشتم عثمان را ، پس حكم كند ميان من و ميان شما هر كه از پس استاد [ و تخلّف كرد ] از من و از شما از اهل مدينه ، پس لازم [ گردانيده مىشود ] هر مردى را به قدر آنچه كه برداشت از خون عثمان . ( 5 ) پس باز گرديد اى شيخان از راى شما ، بدرستى كه اكنون بزرگتر كار شما عيب [ و ننگ است كه ارادهء جنگ كرديد ] از پيش از آنك جمع گردد عيب و آتش دوزخ در آخرت [ و السلام ] .
55 - [ و از نامههاى آن حضرت - عليه السّلام - است ] وا معاويه : [ امّا بعد از حمد خدا ] ، بدرستى كه خدا - منزهّ [ است او ] - گردانيد دنيا را مر آنچه