تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
أرادوني ، و لم أبايعهم حتّى بايعوني . ( 1 ) و إنّكما ممّن أرادني و بايعني ، و إنّ العامّة لم تبايعني لسلطان غاصب و لا لحرص حاضر ، فإن كنتما بايعتماني طائعين ، فارجعا و توبا إلى اللّه من قريب . ( 2 ) و إن كنتما بايعتماني كارهين ، فقد جعلتماني عليكما السّبيل بإظهاركما الطّاعة ، و إسراركما المعصية . ( 3 ) و لعمري ما كنتما بأحقّ المهاجرين فراپوشيد [ يد ] مرا - [ اين كه من ] نخواستم [ بيعت كردن ] مردمان را تا كه [ ايشان ] خواستند [ بيعت ] مرا ، و بيعت نكردم به ايشان تا كه بيعت كردند ايشان به من . ( 1 ) و بدرستى كه شما از آن كس ايد كه خواست مرا ، و بيعت كرد به من ، و بدرستى كه عوام بيعت نكردند به من براى پادشاهيى غلبه [ كننده ] و غضب كنند [ ه ] ، و نه براى حرصى [ كه ] حاضر [ است ] ، پس اگر بوديد شما كه بيعت كرديد به من [ در حالى كه ] فرمان برنده و خوش منش [ بوديد ، پس ] باز گرديد شما و توبه كنيد وا خدا از زمانى نزديك . ( 2 ) و اگر بوديد شما [ كه ] بيعت كرديد به من [ در حالى كه ] كر [ ا ] هت داشتگان [ بوديد ، پس ] بدرستى كه گردانيديد شما مرا بر خود راه [ توبيخ و حجّت را ] به ظاهر كردن شما طاعت را ، و پنهان داشتن شما نافرمانى را ( 3 ) و بجان و زندگانى من [ كه ] نبوديد شما سزاوارترين مهاجران به تقيهّ [ كردن ] و