تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
املك حميّة أنفك ، و سورة حدّك ، و سطوة يدك . و غرب لسانك ، و احترس من كلّ ذلك بكفّ البادرة ، و تأخير السّطوة ، حتّى يسكن غضبك فتملك الاختيار ، و لم تحكم ذلك من نفسك حتّى تكثر همومك بذكر المعاد إلى ربّك . ( 105 ) و الواجب عليك أن تتذكّر ما مضى لمن تقدّمك من حكومة عادلة ، أو سنّة فاضلة ، أو أثر عن نبيّنا - صلّى اللّه عليه و آله - أو فريضة في كتاب اللّه تعالى . ( 106 ) فتقتدي بما شاهدت ممّا علمنا به فيها ، و تجتهد لنفسك في اتّباع ما عهدت عليك في عهدي هذا ، و استوثقت به من الحجّة لنفسي عليك ، لكيلا تكون لك علّة عند تسرّع نفسك داشتن ، و غلبهء تيزى [ خشم ] خود را ، و حملهء دست خود را ، و تيزى زبان خود را ، و نگهدار خود را از همهء آن ، به بازداشتن [ از عقوبت و ] غضب پيشى گيرنده ، و با پس داشتن حمله ، تا كه ساكن شود خشم تو ، پس مالك شوى اختيار را ، و محكم نشود آن [ فرو نشستن خشم ] از نفس تو تا كه بسيار شود غم هاى تو ، به ذكر روز قيامت وا پروردگار تو . ( 105 ) [ و ] واجب است بر تو كه با يادآورى آنچه بگذشت - مر آن كس كه پيش بگذشت [ و مقدّم شد ] تو را - از حكومت عادله ، يا سنّتى و نهادى فاضله ، يا خبرى از پيغمبر ما - صلعم - يا فريضه‌اى در كتاب خداى تعالى . ( 106 ) پس اقتدا كنى به آنچه مشاهد كردى تو از آنچه دانستيم ما به آن در آن سنّت ، و كوشش بكنى براى نفس خود در پس روى آنچه عهد كردم بر تو در اين عهد [ نامهء ] من ، و استوار كردم به آن از حجّت [ گرفتن ] براى نفس خود بر تو تا كه نباشد مر تو