تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
تسافكوا من الدّماء يوم القيامة ، فلا تقوينّ سلطانك بسفك دم حرام ، فإنّ ذلك ممّا يضعفه و يوهنه ، بل يزيله و ينقله . ( 99 ) و لا عذر لك عند اللّه تعالى و لا عندي في قتل العمد ، لأنّ فيه قود البدن . و إن ابتليت بخطإ و أفرط عليك سوطك و سيفك أو يدك بعقوبة ، فإنّ في الوكزة فما فوقها مقتلة ، فلا تطمحنّ بك نخوة سلطانك عن أن تؤدّي إلى أولياء المقتول حقّهم . ( 100 ) و إيّاك و الإعجاب بنفسك ، و الثّقة فيما يعجبك منها ، و حبّ پادشاهى خود را به ريختن خون حرا [ م ] ، بدرستى كه آن از آن چيزى است كه ضعيف كند و حقير پادشاهى او را ، بلكه زايل كند و نقل كند [ آن را به ديگرى ] . ( 99 ) و نيست عذر مر تو را نزديك خداى تعالى و نه بنزديك من در كشتن عمد ، [ زيرا ] بدرستى كه در او قصاص تن است ، و اگر مبتلا كنند تو را به [ قتل ] خطايى ، و در پيش افتد [ و از حد در گذرد ] بر تو تازيانهء تو و شمشير تو يا دست تو به عقوبتى ، بدرستى كه در مشت زدن پس آنچه [ نه ] كم از آن است [ نيز ] كشتنى است ، پس باز ندارد تو را تكبّر پادشاهى تو از آن كه ادا كنى وا اولياء كشته حقّ ايشا [ ن را ] . ( 100 ) و بپرهيز از شگفت آمدن به نفس تو ، و اعتماد كردن در آن چه شگفت آيد تو را از آن نفس ، و دوست داشتن [ تو ] ستودن [ مردمان تو را ] ، بدرستى كه آن [ شگفتى و