تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
إمكانها ، أو اللّجاجة فيها إذا تنكّرت ، أو الوهن عنها إذا استوضحت . فضع كلّ أمر موضعه ، و أوقع كلّ عمل موقعه . ( 103 ) و إيّاك و الاستئثار بما النّاس فيه إسوة ، و التّغابي عمّا تعنى به ممّا قد وضح للعيون ، فإنهّ مأخوذ منك لغيرك . و عمّا قليل تنكشف عنك أغطية الأمور ، و تنتصف منك للمظلوم . ( 104 ) و كاهلى [ كردن ] در او نزديك دست دادن آن ، يا ستيزه كردن در آن [ كارها ] چون ناشناخت [ و نامعلوم ] گردد [ وجه تحصيل آن ] ، يا سست شد [ ن ] از آن چون روشن گردد ، پس بنه هر كارى را به جايگاه او ، و واقع آور هر عملى را به موقع آن . ( 103 ) و بپرهيز از برگزيدن چيزى را [ براى خود ] آنك مردمان در او يكسان اند ، و [ بترس از ] غفلت نمودن از آنچه كه خواهند تو را [ اهتمام ] به [ شأن ] آن از آنچه كه ظاهر شد [ ه است ] مر چشم ها [ را چون مظالم و غير آن ] . بدرستى كه آن [ چيز ] فرا گرفته [ شده ] است از تو مر غير تو را ، و در زمان اندك منكشف شو [ د ] از تو كارهاى پوشيده ، و داد بستانند از تو براى مظلوم ( 104 ) باز دار حميّت ننگ