تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
بها عطش ، خفّفت عنهم ما ترجو أن يصلح به أمرهم . ( 57 ) و لا يثقلنّ عليك شيء خفّفت به المؤونة عنهم ، فإنهّ ذخر يعودون به عليك في عمارة بلادك ، و تزيين ولايتك ، مع استجلابك حسن نيّاتهم ، و تبجّحك باستفاضة العدل فيهم . ( 58 ) معتمدا فضل قوّتهم ، بما ذخرت عندهم من إجمامك لهم ، و الثّقة منهم بما عوّدتهم من عدلك عليهم و رفقك بهم . ( 59 ) فربّما حدث من از ايشان [ خراج را ] آنچه اميد [ مى ] دارى كه به صلاح آيد به آن ، كار ايشان . ( 57 ) و بايد كه گران نشود بر تو چيزى كه تخفيف كنى به آن ، رنج را از ايشان ، [ پس ] بدرستى كه [ آن تخفيف ] ذخيره باشد كه باز گردانند آن را بر تو در عمارت شهرهاى تو ، و بياراستن ولايت تو وا كشيدن تو خوبى نيتّ هاى ايشان ، و شاد شدن تو به روان شدن عدل [ تو در ميان ايشان ] . ( 58 ) [ در حالى كه ] قصد كننده [ باشى ] زيادت قوّت ايشان [ را ] به آنچه ذخيره نهادى تو نزديك ايشان از رفاهيّت دادن تو مر ايشان را ، و اعتماد و استوارى از ايشان به آنچه عادت داده باشى تو ايشان را از عدل تو بر ايشان ، در موافقت و نرمى تو بر ايشان . ( 59 ) پس بسا كه نو باديد