تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
نفسه إلى طمع ، و لا يكتفي بأدنى فهم دون أقصاه . ( 46 ) و أوقفهم في الشّبهات ، و آخذهم بالحجج ، و أقلّهم تبرّما بمراجعة الخصيم ، و أصبرهم على تكشيف الأمور ، و أصرمهم على إيضاح الحكم ، ممّن لا يزدهيه إطراء ، و لا يستميله إغراء ، و أولئك قليل . ( 47 ) ثمّ أكثر تعاهد قضائه ، و افسح له في البذل ما يريح علتّه ، و تقلّ معه حاجته إلى النّاس ، و أعطه من المنزلة لديك ما لا يطمع فيه غيره من خاصّيتك ، ليأمن بذلك اغتيال الرّجال له عندك . ( 48 ) [ نا ] يستد از رجوع [ كردن ] وا حق چون بشناسد او [ را ] ، و برندارد نفس خود را وا طمعى ، و اقتصار نكند به كم تر فهمى جز از [ رسيدن به ] غايت آن فهم . ( 46 ) و [ كسى كه ] بيشتر توقّف [ كنندهء ] ايشان [ باشد ] در شبهه‌ها ، و فرا گيرنده‌ترين ايشان به حجتّ ها ، و كمترين ايشان به [ دلتنگى و ] سير آمدن [ از ] بباز گرديدن خصم [ به سوى او در مرافعات ، و ] صبر كننده‌ترين ايشان بر ظاهر گردانيد [ ن ] كارها ، و برنّده‌ترين ايشان بر روشن گردانيدن حكم ، [ و نيز ] از آن كس [ باشد ] كه به كبر برندارد او را مدح گفتن ، و بر ميل [ كردن به سويى وا ] ندارد او را حريص كردن ، و آن گروه [ كه گفته شد در جهان ] اندك اند . ( 47 ) پس بسيار گردان باز جستن [ در كار ] قضاء او ، و فراخ گردان براى او در عطا دادن آن چه [ كه ] زايل شود علّت [ و عذر ] او [ در قيام به امر قضا ، و اندك شود ] با آن [ عطا ] حاجت او وا مردمان ، و بده او را از منزلت [ كه ] نزديك تو [ است ] آن چه [ كه ] طمع نكند در او جز او از خاصهّء تو ، تا ايمن شود به آن [ از ] مكر كردن مردان مر او را نزديك تو . ( 48 ) پس نظر كن در آن [ كار ]