تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
[ كنت ] تنظر فيه من أمور الولاة قبلك ، و يقولون فيك ما كنت تقول فيهم . ( 4 ) و إنّما يستدلّ على الصّالحين بما يجري اللّه لهم على ألسن عباده ، فليكن أحبّ الذّخائر إليك ذخيرة العمل الصّالح ، فاملك هواك ، و شحّ بنفسك عمّا لا يحلّ لك ، فإنّ الشّحّ بالنّفس الإنصاف منها فيما أحببت و كرهت . ( 5 ) و أشعر قلبك الرّحمة للرّعيّة ، و المحبّة لهم ، و اللّطف بهم ، و لا تكوننّ عليهم سبعا ضاريا يغتنم أكلهم ، فإنّهم صنفان : إمّا أخ لك في الدّين ، و إمّا نظير لك في الخلق ، يفرط كارهاى واليان كه پيش از تو بودند ، و مى گويند در تو آنچه كه بودى تو مى گفتى در ايشان . ( 4 ) و بدرستى كه دليل سازند بر نيك مردان به آنچه روان كند خدا براى ايشان بر زبان هاى بندگان خود ، پس بايد كه باشد دوست ترين ذخيره‌ها به تو ذخيرهء عمل صالح و كردار نيك ، پس مالك شو هواء نفس خود را ، و بخل كن به نفس خود از آن چه [ كه ] حلال نباشد تو را ، بدرستى كه بخيلى كردن به نفس داد بستد [ ن ] است از [ آن ] در آنچه دوست دارى و [ يا ] كراهت دارى . ( 5 ) [ و ] شعار ساز دل خود را به رحمت براى رعيّت ، و دوست داشتن مر ايشان را ، و لطف كرد [ ن ] به ايشان ، و بايد كه نباشى بديشان دد كه حريص باشد بر صيد كه غنيمت دارد خوردن ايشان [ را ] ، بدرستى كه ايشان دو صنف [ و ] گروه‌اند : يا برادر باشند تو را در دين ، و يا مانند [ ند ] مر تو را در خلق [ كه ] از پيش بشود از ايشان خطا و زلل ، و در معرض آيد مر