من فرائضه و سننه ، الّتي لا يسعد أحد إلّا باتّباعها ، و لا يشقى إلّا مع جحودها و إضاعتها ، و أن ينصر اللّه سبحانه بيده و قلبه و لسانه . ( 2 ) فإنهّ ، جلّ اسمه ، قد تكفّل بنصر من نصره ، و إعزاز من أعزهّ .
و أمره أن يكسر من نفسه عند الشّهوات ، و يزعها عند الجمحات ، فإنّ النّفس لأمّارة بالسّوء ، إلّا ما رحم اللّه . ( 3 ) ثمّ اعلم يا مالك ، أنّي قد وجّهتك إلى بلاد قد جرت عليها دول قبلك ، من عدل و جور ، و أنّ النّاس ينظرون من أمورك في مثل ما آنچه فرمود به آن در كتاب خود [ كه قرآن است ] ، از واجبات او و سنتّ هاى او ، آن كه نيك بخت نشود يكى [ الّا ] به پس روى كردن آن ، و بدبخت نشو [ د ] الّا وا انكار كردن آن و ضايع كردن آن ، و نصرت كند خداى تعالى را به دست خود و دل خود و زبان خود . ( 2 ) بدرستى كه بزرگ است نام او و بدرستى كه پايندان گشت به يارى كردن آن كسى كه يارى كرد دين او را ، و قوى كردن آن كه قوى دارد دين او را ، و امر كرد او [ را ] كه بكشد نفس خود را نزديك آرزوها ، و باز دارد آن را نزديك سركشى ها ، بدرستى كه نفس هر آينه فرماينده است به بدى ، مگر آن كه رحمت كند خدا . ( 3 ) پس بدان اى مالك بدرستى كه من رو فرا كردم تو را وا شهرى كه روان شد بر آن شهر دولت ها [ يى ] پيش از تو ، از عد [ ل ] و داد و بيدادى ، و بدرستى كه مردمان نظر مى كنند به كارهاى تو در مانند آنچه بودى تو كه نظر مى كردى در او از
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 323
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٣٢٣