تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
و هجرت في اللّيل غمضها ، حتّى إذا غلب الكرى ، عليها افترشت أرضها ، و توسّدت كفّها . ( 17 ) في معشر أسهر عيونهم خوف معادهم ، و تجافت عن مضاجعهم جنوبهم ، و همهمت بذكر ربّهم شفاههم ، و تقشّعت به طول استغفارهم ذنوبهم ، أُولئِكَ حِزْبُ اللّهِ ، أَلا إِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ . فاتّق اللّه يا ابن حنيف ، و لتكفك أقراصك ، ليكون من النّار خلاصك . ( 18 )

46 - و من كتاب له عليه السلام إلى بعض عامله :

أمّا بعد ، فإنّك ممّن أستظهر به على إقامة الدّين ، و أقمع سختى خود را ، و باز فرو برد [ و دورى ورزيد ] در شب [ از ] چشم فرو خوابانيدن خود را تا كه چون غلبه كند خواب بر او بستر گيرد زمين خود را ، و بالش كند پنجهء خود را . ( 17 ) در ميان گروهى كه بى خواب گردانيد چشم هاى ايشان را ترس جاى بازگشتن ايشان ، و دورى كرد از جاى خفتن ايشان پهلوهاى ايشان ، و نرم آواز كرده باشد به ذكر پروردگار ايشان لب هاى ايشان ، و متفرّق شده باشد به [ سبب ] درازى استغفار ايشان گناهان ايشان ، « اين گروه گروه خدايند ، بدان بدرستى كه گروه خدا ايشانند كه رستگارانند » ، پس بپرهيز از خدا اى پسر حنيف ، و بايد كه بس باشد تو را قرص هاى [ نان ] تو ، تا باشد از آتش دوزخ خلاصى تو . ( 18 ) 46 - [ و از نامه‌هاى آن حضرت - عليه السّلام - است ] ، وا بعض عمّال خود : بدرستى تو آن كسى [ هستى كه ] مستظهر [ مى ] شوم به او بر اقامهء دين ، و راست
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 307 | خطب الإمام علي ( ع ) / مجهول قرن 5 و 6