تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
وقودا ، و أبطأ خمودا . ( 10 ) و أنا من رسول اللّه كالصّنو من الصّنو ، و الذّراع من العضد . و اللّه لو تظاهرت العرب على قتالي لما ولّيت عنها ، و لو أمكنت الفرص من رقابها لسارعت إليها . و سأجهد في أن أطهّر الأرض من هذا الشّخص المعكوس ، و الجسم المركوس ، حتّى تخرج المدرة من بين حبّ الحصيد . ( 11 ) إليك عنّي يا دنيا ، فحبلك على غاربك ، قد انسللت من به پوست ها ، و رسته‌هاى باران قوى تر باشد به هيزم ، و ديرتر باشد به فرو مردن . ( 10 ) و من با رسول خدا چون اصل [ نهالى هستيم رسته ] از اصل [ نهالى ديگر ] ، و [ مانند ] ارش از بازو ، به خدا [ قسم ] اگر هم پشت شوند عرب بر قتال من هر آينه پشت بندهم از ايشان ، و اگر مكنت دهد فرصت ها از [ زدن ] گردن هاى ايشان هر آينه شتاب كردمى وا آن ، و زود بود كه جهد كنم در آن كه پاك كنم زمين را از اين شخص عكس كرده ، و تن باز گردانيده به كفر ، [ يعنى معاويه ] ، تا كه بيرون آيد كلوخ [ كفر ] از ميان دانهء درويدهء [ اسلام ] . ( 11 ) دور شو از من اى دنيا پس ريسمان تو بر كوهان تو [ است ] ، و بدرستى كه بيرون شدم من از چنگال هاى تو ، و بجستم از دام